خیلی روزای خوبی داشتم
وقتی بیبی چکم مثبت شد که البته دوماه بعدش سقط شد.وقتی رفته بودم آرایشگاه که عروس بشم. وقتی پسرم بدنیا اومد.وقتی با خانواده خودم و پسرام رفته بودیم شمال که یه روز فوق العاده بود واسه منو بچه هام.وقتی باشوهرم رفته بودیم حرم امام رضا.جشن عروسی خواهروبرادرام.
وتک تک اون روزایی که شوهرم محکم بغلم میکنه و میگه دوستت دارم.
البته روزای خیلی سختیم داشتم که بخوام بنویسم شبیه رمان میشه