سلام بچه ها میشه کمکم کنید من شوهرم خیلی دوستم داره مطمینم اما حس میکنم مشکل اعصاب داره عین عقده ایا میمونه واقعا دیروز مهمونی دعوت بودیم با دوستمو شوهرش خلاصه اومدن دنبالمون من رفتم پایین نشستم تو ماشین هنوز تو خونه بود هی زنگ میزد باداد و بیداد میگفت فلان چیز کجاس منم یه کلمه گفتم اسگلی جوری که دوستمو شوهرش نشنیدن اصلا این فک کرد اونا شنیدن تا اومد تو ماشین نشست دستشو از جلو دراز کرد مثه سیلی زد تو صورتم که چرا گفتی بهم اسگلبعد که فهمید جلو اونا نگفتم شرمنده شد اما میدونید من درددم نگرفت چون چیزی نبود اما غرورم له شد نمیدونم چیکار کنم واقعا خانوادم پشتمن اما دلم نمیاد ناراحتشون کنم و اینکه حامله ام جونشو برام میده میدونما اما عصبیه زود جوش میاره میدونی حس میکنم چون جلوش واینستادم عادت کرده تا هر چی میشه هولم بده فحش بده عادی شده براش