نمیدونم از چی بگم دلم خیلی گرفته
تو خونه همش بهم میگن ضعیف
قبل از اینکه خودکشی کنم بابام بهم گفته بود تو از همه ضعیف تر بودی واسه همین به تو بیشتر از همه میرسیدیم و کاش نمیکردیم و...!
بعد از اینکه رتبه کنکورم بد شد مامانم همش بهم میگفت تو ضعیف و بدبختی
حالا جالب اینجاس که من ازشون تا جایی ک یادمه چیزی نخواستم یا اگه چیزی خواستم شاید مجبور شدم ... بخاطر اینکه از بابام پول نگیرم خیلی کارا نکردم با لباس کهنه بیرون رفتم و هیشکی براش مهم نبود ... دوران دبیرستانم یه اردو نرفتم ... کلاسایی که دوست داشتم نرفتم
هروقت حالم بد بود سعی میکردم کسی نفهمه و با یه مسکن خودمو درست کنم مگه اینکه نداشتیم و مجبور میشدم بهشون بگم و یا اونقدر حالم بد بوده که متوجه میشدن
نمیگم برام کاری نکردم ولی اگه کاری برام کردن خودشون خواستن نه من
بابام که از جوونی بازنشسته شده بخاطر بیماری روحی و از وقتی یادمه همش تو خونه س و سرکار نمیره
مامانم م چند ساله کارای خونه خودشو نمیتونه بکنه
حالا به من میگن ضعیف
امروزم بهم گفتن
همیشه دلم میخواست قوی باشم ولی دیگه باورم شده ضعیف و بدبختم
۲۰سالمه و هیچی نیستم