2777
2789
عنوان

خانه ی خوب خدا........

99 بازدید | 10 پست

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا

خانه اي دارد کنار ابرها


مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس خشتي از طلا


رعدو برق شب، طنين خنده اش

سيل و طوقان، نعره توفنده اش


بيش از اينها خاطرم دلگير بود

از خدا در ذهنم اين تصوير بود


نيت من، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا


مثل تکليف رياضي سخت بود

مثل صرف فعل ماضي سخت بود


تا که يک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد يک سفر


در ميان راه، در يک روستا

خانه اي ديدم، خوب و آشنا


زود پرسيدم: پدر، اينجا کجاست؟

گفت اينجا خانه ي خوب خداست


گفت: اينجا مي شود يک لحظه ماند

گوشه اي خلوت، نماز ساده خواند


با وضويي، دست و رويي تازه کرد

با دل خود، گفتگويي تازه کرد


گفتمش، پس آن خداي خشمگين

خانه اش اينجاست؟ اينجا، در زمين؟


گفت: آري، خانه اي او بي رياست

فرش هايش از گليم و بورياست


مهربان و ساده و بي کينه است

مثل نوري در دل آيينه است


عادت او نيست خشم و دشمني

نام او نور و نشانش روشني


خشم نامي از نشاني هاي اوست

حالتي از مهرباني هاي اوست


تازه فهميدم خدايم، اين خداست

اين خداي مهربان و آشناست



نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز