اصن اونا خرجی نکرده بودن
همه رو شوهرم وام گرفت خرج کرد
البته نه اینکه نخواستن خرج کنن
نداشتن
داداش شوهرم که قبل ما عروسی کرده بود با قلدری هرچی داشتن و نداشتنو ازشون گرفته بود عوضی
بعدش سرما هیچی نداشتن
حتی چون سواد درست حسابی ندارن حقوقشون دست شوهرمه
هرماه میدیم بهشون
میدونیم چقد دارن چقد ندارن
بعدش اونا ادمای خوبین
ولی بقیه رو ازشون بدم میاد
یه خسیسایی هستن که دومی ندارن
گاهی وقتا فکر میکنم همه مردم این شهر اینجورین به جز شوهرم
چون خیلیارو ازوقتی اومدم اینطوری دیدم
ولی خب اسم شهرو نمیشه که بگم
وگرنه دلم میخواد ابروی همشونو ببرم