واسه من خیلیی مفصله. این مثلا خانم عاشق کتاب شعره با شوهرم رفتیم براش کتاب شعر خریدم. چون کلا هم کتاب هم چیزهای دیگه زیاد براش خریده بودم تو پرانتز حرومش باشه، گفتم امضا نمیکنم داخل کتابو که اگه شبیهش رو قبلا داده باشم بهش بریم اینو عوض کنیم.
اومدیم خونه و با یه دسته گل دادم بهش و گفتم مامان اگه شبیهش رو ندارید تبریک بنویسم داخلش و اگه دارید میزم عوضش میکنم.
گفت وااای نه و دستت درد نکنه و از این مزخرفات. گفتم اکی پس امضا کردم با یه متن خیلی خوشگل باز داخل پرانتز 😆 و رفتم که مانتومو در بیارم .
آقا اومدیم با شوهرم دیدیم یه کتاب دیگه رو میزه. عجیب بود برام. کتاب رو باز کردم دیدم ای وااای کپی همون کتاب قبله با امضای خودم که چهار سال پیش بهش داده بودم!!
اینم بگم من حافظم بخاطر یه سری مسائل خیلی ضعیف شده. خلاصه به شوهرم گفتم این چیه؟ ا نم از مامانش پرسید
اون عوضی هم دراومد گفت وا این رو میز بود از اول 😨😨
گفت مامان کی بود رو میز. ما که ده بار پرسیدیم اگه دارید عوضش کنیم خلاصه کتابو پرت کرد شوهرم و بهم گفت حق نداری واسه مامانم دیگه چیزی بخری.
مادر و خواهرش هم صداشون میومد از تو اتاق که پشت سرم حرف میزدن
اینا که تو روی آدم اینکارو کردن تو ببین چه ده سال عذاب آوری با اینا تو یه ساختمان گذروندم من