۲۶ سالمه.یک ساله با یه پسر مجرد ازدواج مجدد کردم. یه دختر از ازدواج سابقم دارم ک پیش خانواده پدریش بود. الان وضعیت زندگی دخترم وخیمه پدرش کارتن خوابه و مادربزرگشم تفننی شیشه مصرف میکنه البته ب ظاهر کاملا شیک و سالمه خونه و حقوق هم داره ولی میگ دیگه بچتو نمیتونم نگه دارم. از طرفی من برا ازدواج دومم خانوادم ب خانواده همسرم گفتن بچم تو زندگی من نمیاد و پیش پدرشه. حالا ک بچم مونده وسط چندروزی هست اوردم خونه خودم ولی همسرم میگ نمیتونم قبولش کنم. اقوام میگن بچتو بزار بهزیستی ولی زندگی دومتو خراب نکن بخاطر بچه. تو دودراهی گیر افتادم. از طرفی ب جز جریان بچه شدیدا یا همسرم تو این یک سال مشکل داشتم بخاطر وابستگی ب خانوادش و عصبی بودن شدیدی و اختلالی شخصیتی ک حدث میزنم داره!! جدیدا میگه از ازداج پشیمونم و بیا توافقی جداشیم با ۱۵ تومن پول برو دنبال زندگیت. نیمدونم چیکار کنم.پدرم ندارم.ناپدری دارم.....
خیلی وضعیت بدی گیر افتادم. ینی مشکل فقط بچه نیست. اینم نباشع من با همسرم خیلیی اختلاف داریم.اگ مهریه بزار اجرا هم میترسم چیزی دستمو نگیره. شوهرم میگ بیا برات خونه بگیرم با بچت زندگی کن. میگ دوستانه زندگی کنیم. میگ من از اولم ازدواجو دوس نداشتم چون تو شرایت بدی داشتی قبول کردم.