2777
2789

بعد به مامانم گفتم چیزی کم و کس ر نداری چاقو داری ؟  قندون داری ؟گفت نه . همه چیز هست . یه عالمه قندون دارم . خلاصه گفت همه چیز مرتب . و ظرف میوه خوری شستم گزاشتم کنار و و چیدم و مشکلی نیس . امروز صبح زنگ زدم بهش گفتم مادر شوهرم و خواهر شوخرام زیادن همه میان و حدود ساعت ۶ تا ۸ میان

دنیای مجازی یعنی تنهایی دسته جمعی ؛

خودم هم ساعت اماده شدم رفتم اونجا بازم یه کم جمع و جور کردم دیدم هنوز مهمونای خودشون هیشکی نیومده . فرستادم شوهرم شیرینی هم خرید . منم خیال راحت که مامانم گفته همه چیز و چیده توی کمد. نشستم . یه دفعه دیدم مامانم حولشو ور داشته داره میره حموم 🤤🤤. گفتم الان میخوای بری حموم ؟ گفت از صبح وقت نکردم . گفتم وا .مگه چکار کردی از صبح ؟گفت هیچی ناهار پختم و اینا .منم بحث نکردم . اونم رفت حموم

دنیای مجازی یعنی تنهایی دسته جمعی ؛

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همون موقع گوشی شوهرم زنگ زد که مادرش بود و گفت پایین هستن . منم کلی استرس گرفتم داشتم به مامانم میگفتم بیا بیرون مهمون اومد و اینا همزمان زنگ و زدن . حالا من میگم در و باز نکنین . نگو مادر شوهرم پشت در اپارتمان هست . بعد مامانم ا مد بیرون رفت تو اتاق . خودم در و باز کردم با دیدن قوم شوهر پشت در انگار اب سرد ریختن روم 😣😣

دنیای مجازی یعنی تنهایی دسته جمعی ؛

بعد کاش فقط قوم شوهرم بود جاری بزرگم که کلی باهاش رو دربایستی دارم وتهران هستن و بماند که شوهرش پزشکه و .... هم بود 😭😭😭. حالا اومدن تو اتاق . بابام که نیس . مامانم که رفته لباس بپوشه منم که رفتم تو اشپزخونه . نه کارد هست نه بشقاب . نه چایی 😣😣😣

دنیای مجازی یعنی تنهایی دسته جمعی ؛

اوه اوه منم استرس گرفتم 

الان وقت حموم رفتن اخه😑😐😑😐

 نه باران میخواهم نه گریه پنهانی،سکوت میکنم نمیخواهم کسی بداند درد دلم را وقتی ک میدانم تو میدانی(: میشه برام دعاکنیدو صلوات بفرستید♥️😊

هیچی با هزار بد بختی میوه و بشقاب و اینا رو چیدم رفتم نمک دونا رو تست کنم میبینم یکیش خالیه یکیش زردچوبه توشه اصن یه وضعی 😥😥😥. بعد رفتم تو پذییرای انقد به هم ریخته بودم و استرس داشتم دوتا هم موقع سلام و احوالپرسی سوتی دادم یعنی تابلو بود چقد اوضاع داغونه . بعدم یه میز عسلی نبود . ابروم رفت واقعا حالم خیلی بده 😣😣

دنیای مجازی یعنی تنهایی دسته جمعی ؛
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792