ولی فک کنم قسمته اخر نبود...پس چرا ننوشتن قسمته اخر؟دلدادگانم پسره نامزدشو برد لواسون مزون جواهرات ..فقط خواستن دختره رو بکشن الکی اونجا با مادرش دشمنی داشتن...میخواستن سره دختره تلافی کنن...بعد پسره شک میکنه برمیگرده دوباره مزون.درگیر میشه و دختره رو نجات میده...موقع فرارپسره زخمی میشه ..اخرشم امبولانسوتموم شد...یکم داستان پبچ درپیچ شد..خلاصه بهت گفتم عزیزم