2777
2789

سلام

جریان تاپیک قبلی ک بهتون گفتم مال مسافرت رفتن شیراز

بعد از اون من چون در زمینه های قبل خودمو مقصر میدونستم بهش پیام دادم و سر صحبتو من باز کردم 

خلااااصه

تا اینکه دیروز رفتم ی جایی و قبلش اجازه گرفتم ک برم یا ن 

ولی موقع رفتن خبر ندادم ک رفتم

بعدش ک فهمید گفت چرا نگفتی رفتی

گفتم مگه تو شرق رو به غرب میدوزی به من میگی

بعد گفتش ک باشه همین لجبازیت کار دستت میده و همینطور باش و به من چه تو هنوز دخترباباتی

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

تو هنوز دختر باباتی ......چقدر اشنا بود این جمله یادمه شوهرم وقتی بهش گفتم واسم‌اینو بگیر گفت تو هنوز عقدی و دختر باباتی خرجتم با پدرته 😏

تو شروع تمام شعر های عاشقانه ی منی👫 
ینی چی دختر باباتی؟ 

من بهش گفته بودم ک بابام گفته از شیراز برنگرد و بمون

تو تاپیک قبلی گفتم

و گفتم من هنوز دختر بابامم و باید به حرف اون گوش میدادم

الان این جمله رو به خودم گفته

اینی ک گفت دختر بابامی تو بحث ها بهش گفته بودم ک فکر نکن کاری ک کردیو خوب میدونم ک از شیراز اومدی 

میگه تو زن من بودی باید پشت سرم میمومدی و منو خرد کردی

گفتم ک من بابام گفت ک نیا و تو برای بابام ارزش قائل نشدی ک اومدی ...

خلاصه تا همین بحث دیشب ک گفتم دیگه شورشو در اوردی و یک دنیا دارن التماس میکنن ک دختر بابام باشم . (منظورم این بود ک میگن ولش کن نامزدتو) و این حزفت همیشه یادت باشه و وقتی خاستی به پام بیفتی یادت میارمش و از گوشه چشمم نگات نمیکنم دیگه 

حالا حق باکیه

من نمیخام همش من اجازه بگیزم و اون هرجاخاست بره

قبلا بهتر بود 

الانحساس شده یکم رو این قضیه و بدجنس شده

ببین اگه می خوای زندگیت مثل عسل برات شیرین بشه و شوهرت برات بمیره اصلا حاضر جواب نباش کلا جوابشو نده ببین چطور میوفته به پات هرچی گفت هیچی نگو مردا از دخترای حاضر جواب خوششون نمیاد خود ما وقتی یکی جوابمون رو بده اونم کوچیکتر از خودمون دیوونه میشیم 

اینطور نیست دوستان ؟

ماییم و صراحت کهنه ی تازه شدن ....

من با اینکه بابام گفته بود اصلا نباید بهش اس بدی و اینا بااازم بهش اس دادم

چون خودم رو مقصر میدونستم توی بدقلقی کردن و یا بخثا و دعاواهای بقل واقعا بیشترشون من مقصر بودم شاید هشتاد یا نود درصد حتی

اما بابام از این موضوع ک از شیراز برگشت و نذاشت بابام بیاد و میگه ک احترام بهم نذاشته و اینا

خب مشکل کجاست؟ مگه قبلش نگفتی که میخوای بری؟

چرا گفتم .

ولی سر اینکه موقع در لومدن از خونه نگفتم شاکی شده و این بحث رو باهاش کردم .

بعد از قضیه سفر باهم حرف میزدیم با اس 

اونم پنهونی 

اما ن مثل قبل ک شب بخیر و صبح بخیرو خوش و بش و عادی باشیم


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز