استارتر(کاربر مامان گندم) قفل کرده بود گفتم اینجا بگم
دوستان این چیزا واقعیت داره
دخترایی که وارد دانشگاه میشید حواستون باشه
واسه خوده منم یه همچین مسئله ای دو بار اتفاق افتاد
چندین بار هم مسئول آموزشمون که یه خانم به یه نوع دیگه آزارم داد
حالا اون اتفاق رو واستون تعریف کنم
من ترم آخر بودم یه جا یه کار خیلی خوب پیدا کردم یکی دو ماه مونده بود تا لیسانسم تموم شه به یکی از دوستام گفتم من یه همچین موقعیتی رو دارم از دست میدم گفت برو پیش آقای فلانی ولی نگو من بهت گفتم برو تو اتاقش هروقت کسی تو اتاقش نبود بهش بگو شاید بهت گواهی پایان تحصیلی بده(یه برگه که مهر دانشگاه رو داره که مثلا میگه ۱۳۶ واحد کامل شده و در واقع یعنی لیسانسه) منم اون روز رفتم اول صبح بود
من دانشگام شهری که زندگی میکردم نبود و ۳ ساعت حدودا فاصلشه ۴،۵ صبح رفتم ۸ رسیدم کلی نشستم تا سرش خلوت تر شد رفتم گفتم آقای فلانی این مشکلو دارم میشه بهم گواهی بدین یه برگه تایپ کرد کلی این اتاق و اون اتاق منو فرستاد هر دفعه یه چیزی رو تو برگه کم و کسر مینوشت که بخش های دیگه میگفتن ای بابا بازم اینجاشو مثلا اشتباه نوشته بگو درستش کنه بیشتر ۶،۷ بار من از این اتاق به اون اتاق شدم
تا اینکه دیگه بخش های دیگه هم مشکوک شده بودم که چرا این آقای مسئول همش داره اشتباه میکنه
تا این که ظهر شد این آقا گفت من میرم ناهار برمیگردم کارتو درست میکنم منم گفتم پس همینجا منتظرتون میمونم(چون دانشگاه یه جایی خارج از شهره نمیتونستم برم و بیام خیلی زمان میبرد) گفت آره خوبه همینجا بمون یهو بعد از یه ربع که تقریبا همه پرسنل رفته بودن ناهار اومد