2777
2789

من یه دوستی دارم که خدای ناله و غصه خوردن هاست .  چند بار هم ازش دیدم که سعی کرده زندگی بقیه رو بهم بریزه . من از سره دلسوزی باهاش حرف میزنم هنوز والی نمیبینمش . دیروز تلفنی حرف میزدیم. بهش گفتم که دارم سعی میکنم که ی ماشین بخرم . البته ی ماشین خیلی قدیمی , چون پولم نمیرسه به ماشین نو . در ضمن من ۳۵ سالم هست. و برای اولین بار دارم ماشین میخرم . حالا ون خودش ماشین نو داره . برگشته میگه به من که فلانی , به کسی نگو دری ماشین میخری , مردم حسودن. چشم میزنن. خیلی اینو گفت . طور که حس بدی گرفتم از حرفاش. خلاصه امدم خونه . نشون به ون نشون که با فروشنده حرفم شد , و سر همین ماشین با نامزدم هم حرفام شد و باهم قهر کرد . باورم نمیشه. در عرض یک شب زندگیم انگار از هم پاشید. خیلی عصبانی و ناراحتم . دختره رو بلاک کردم . به نظرتون چشم زده منو ؟ خودم این چیزارو باور ندارم . خیلی حالم بده . عصر هم وقت مشاوره گرفتم. خدایا باورم نمیشه .

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وقت مشاوره حالا چرا؟!

ای خدای تنهاییِ من، چه بسا هر گره ای که در کار من می‌اندازی، همچون گره‌های قالی باشد که با آنها برای سرنوشتم، نقشی زیبا بیافرینی. هرچه مرمر ساییده‌تر شود، مجسمه زیباتر می‌شود.
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز