سلام
من ی دختر ۱۹ ساله ام
از بچگی تو شرایط سختی بزرگ شدم
پدر و مادرم باهم اختلاف داشتن و پدر من بینهایت شکاکه
من ی دختر بسیار ازادی طلب و درسخون بودم ولی همیشه این نیاز من ب آزادی و مستقل بودن توسط پدرم سرکوب میشد
دوران دبیرستان وارد مدرسه سمپاد شدم و تصمیم گرفتم ستت درس بخونم ک ب ارزوم ینی دندون پزشک شدن برسم و مستقل بشم
تا اواخر سوم دبزرستان خیلی خوب درس خوندم اما از تابستونی ک میخواستم واسه کنکور شروع کنم ب درس خوندن تمرکزم رو از دست دادم
اصلا نمیتونستم درس بخونم و بعد از دوسال فهمیدم ک از همون موقع دچار افسردگی شدم
اوایل بهمن ماه دو سال قبل با ی پسر ۲۵ ساله اشنا شدم ک مدام نصیحتم میکرد ک درس بخونم
کم کم بهم علاقه مند شدیم و باهم دوست شدیم
من تصمیم گرفته بودم ک کنکورمو واسه سال بعد بذارم و اون چند ماا آخر رو زندگی کنم
روز ب روز بیشتر بهش دلبسته میشدم
ولی ما باهم خیلی فرق داشتیم
پدر و مادر من فرهنگی بودن ولی هیچکدوم از اعضای خانواده اون تحصیلات دانشگاهی نداشتن
خانواده اونا ی خانواده فوق مذهبی ولی خانواده ما متوسط بود از لحاظ مذهب و من خودم ی دختر کاملا بی حجاب بودم
ولی اون از وقتی وارد زندگیم شد راجع ب حجاب خیلی باهام صحبت کرد و من حد تعادلی از اون رو رعایت میکردم با میل خودم
تون خیلی باهوش بو ولی بخاطر شرایط مالی خانوادش نتونسته بود درس بخونه و از ۲۰سالگی کار کرده بود ک خانوادش محتاج کسی نباشن و درس رو کنار گذاشته بود
اون ی روحیه کاملا مردسالارانه داشت و خیلی متعصب بود
در این حد ک میگفت زن نباید دانشگاه بره
ما بخاطر این تفاوت ها بعد از ۴ماه جدا شدیم چون هرروز بیشتر عاشق هم میشدیم
ولی من نتونستم دوریشو تحمل کنم و ما بعد از ۳ماه دوباره رابطه مونو شروع کردیم
اون اجازه داد من درس بخونم و دندون پزشک بشم
اجازه داد در اینده کارکنم
و خودش هم تصمیم گرفت ک شروع کنه ب درس خوندن و دکترای روانشناسی بگیره
ازم خواست ک چادری بشم
ازم خواست رابطمو با دوستام بعد ازدواج قطع کنم و فقط درحد تلفن باشه
چون اعتقاد داره خانما دخالت میکنن تو زندگی بقیه و مشکل ساز میسن
گفت اجازه میده ک تنهایی برم و بیام دانشگاه
ولی بازار رفتن باید ی یزرگتر از خودمو ببرم همراام
چون در اینصورته ک کسی جرئت نمیکنه نزدیکم بشه
در کل خیلی آدم سخت گیر و حساسیه
من عاشقشم و نمیتونم ازش جدا بشم
چکن اون بخاطر من همه کار کرده
ولی من از این خصوصیتش خیلی بدم میاد و میترسم مث بابام باشه
توروخدا کمکم کنید بگید چیکارکنم