2777
2789
عنوان

ب کمک نیاز دارم🙏

361 بازدید | 47 پست

سلام

من ی دختر ۱۹ ساله ام

از بچگی تو شرایط سختی بزرگ شدم

پدر و مادرم باهم اختلاف داشتن و پدر من بینهایت شکاکه

من ی دختر بسیار ازادی طلب و درسخون بودم ولی همیشه این نیاز من ب آزادی و مستقل بودن توسط پدرم سرکوب میشد

دوران دبیرستان وارد مدرسه سمپاد شدم و تصمیم گرفتم ستت درس بخونم ک ب ارزوم ینی دندون پزشک شدن برسم و مستقل بشم

تا اواخر سوم دبزرستان خیلی خوب درس خوندم اما از تابستونی ک میخواستم واسه کنکور شروع کنم ب درس خوندن تمرکزم رو از دست دادم

اصلا نمیتونستم درس بخونم و بعد از دوسال فهمیدم ک از همون موقع دچار افسردگی شدم

اوایل بهمن ماه دو سال قبل با ی پسر ۲۵ ساله اشنا شدم ک مدام نصیحتم میکرد ک درس بخونم

کم کم بهم علاقه مند شدیم و باهم دوست شدیم

من تصمیم گرفته بودم ک کنکورمو واسه سال بعد بذارم و اون چند ماا آخر رو زندگی کنم

روز ب روز بیشتر بهش دلبسته میشدم

ولی ما باهم خیلی فرق داشتیم

پدر و مادر من فرهنگی بودن ولی هیچکدوم از اعضای خانواده اون تحصیلات دانشگاهی نداشتن

خانواده اونا ی خانواده فوق مذهبی ولی خانواده ما متوسط بود از لحاظ مذهب و من خودم ی دختر کاملا بی حجاب بودم

ولی اون از وقتی وارد زندگیم شد راجع ب حجاب خیلی باهام صحبت کرد و من حد تعادلی از اون رو رعایت میکردم با میل خودم

تون خیلی باهوش بو  ولی بخاطر شرایط مالی خانوادش نتونسته بود درس بخونه و از ۲۰سالگی کار کرده بود ک خانوادش محتاج کسی نباشن و درس رو کنار گذاشته بود

اون ی روحیه کاملا مردسالارانه داشت و خیلی متعصب بود

در این حد ک میگفت زن نباید دانشگاه بره

ما بخاطر این تفاوت ها بعد از ۴ماه جدا شدیم چون هرروز بیشتر عاشق هم میشدیم

ولی من نتونستم دوریشو تحمل کنم و ما بعد از ۳ماه دوباره رابطه مونو شروع کردیم

اون اجازه داد من درس بخونم و دندون پزشک بشم

اجازه داد در اینده کارکنم

و خودش هم تصمیم گرفت ک شروع کنه ب درس خوندن و دکترای روانشناسی بگیره

ازم خواست ک چادری بشم

ازم خواست رابطمو با دوستام بعد ازدواج قطع کنم و فقط درحد تلفن باشه

چون اعتقاد داره خانما دخالت میکنن تو زندگی بقیه و مشکل ساز میسن

گفت اجازه میده ک تنهایی برم و بیام دانشگاه

ولی بازار رفتن باید ی یزرگتر از خودمو ببرم همراام

چون در اینصورته ک کسی جرئت نمیکنه نزدیکم بشه

در کل خیلی آدم سخت گیر و حساسیه

من عاشقشم و نمیتونم ازش جدا بشم

چکن اون بخاطر من همه کار کرده

ولی من از این خصوصیتش خیلی بدم میاد و میترسم مث بابام باشه

توروخدا کمکم کنید بگید چیکارکنم


خب حساسيتش پارانوييدي نيست اگه واقعا روان شناسي بخونه مطمئن باش خييلي زود حل ميشه اگه نخونه هم بعداز چندسال دلت براي توجه هاي الانش تنگ ميشه

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم ممکنه به خاطر افسردگیت اینجور بهش وابسته شده باشی اول افسردگیت رو درمان کن,بعدم میگی اون برات همه کار کرد مثلا چکار کرده؟

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرةالایام                          سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲
خب حساسيتش پارانوييدي نيست اگه واقعا روان شناسي بخونه مطمئن باش خييلي زود حل ميشه اگه نخونه هم بعداز ...

نمیدونم میترسم

خودشم بعضی وقتا میگه من حساسم

میگه تو کمکم کن ک حساسیتام از بین بره

اصلا علایقمون شبیه هم نیست

نمیدونم میترسم خودشم بعضی وقتا میگه من حساسم میگه تو کمکم کن ک حساسیتام از بین بره اصلا علایقمون ...

اهان اگه تفاوت هاي ديگه دارين برين پيش مشاور

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
خب حساسيتش پارانوييدي نيست اگه واقعا روان شناسي بخونه مطمئن باش خييلي زود حل ميشه اگه نخونه هم بعداز ...

شما چطور میگی پارانوییدی نیست,تو دوران آشنایی خیلیا ایده آلشون رو نشون میدن نه خود واقعیشون رو ممکنه ایشون هم واقعیتش این رفتارا رو شدیدتر داشته باشه

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرةالایام                          سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲
عزیزم ممکنه به خاطر افسردگیت اینجور بهش وابسته شده باشی اول افسردگیت رو درمان کن,بعدم میگی اون برات ...

بخاطر من شروع کرده ب درس خوندن

دانشگاه ثبت نام کرده

ما الان دوساله باهمیم ولی تو این دو سال ۵ ۶ بار بیشتر منو ندیده

بخاطر خاانواده من رفته کللی وام گرفته و ماشین خریده

پای درس خوندنم وایساده و افسردگیم

بختطر افسردگیم گاهی وقتا خیلی اذیتش کردم ولی اون صبوری کرده

کلا از نظر من کیس مناسبی برای ازدواج نیست,از داشته ها چیز خاصی نداره فقط وعده و وعید داده مثلا درس خواهم خواندو تو هم بخونو و این حرفا اگه عملی نشد چی؟منو شوهرم تقریبا هیچکدام از برنامه های قبل ازدواجمون عملی نشد

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرةالایام                          سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲
شما چطور میگی پارانوییدی نیست,تو دوران آشنایی خیلیا ایده آلشون رو نشون میدن نه خود واقعیشون رو ممکنه ...

نه اون برخلاف من ادم تیلی محتاطیه

بعضی وقتا بم میگه من الان سخت گیری بیشتری میکنم ک بعدا راحت تر باشی و الان امادگی همه چیزو داشته باشی و همه اخلاقای منو بشناسی

کلا از نظر من کیس مناسبی برای ازدواج نیست,از داشته ها چیز خاصی نداره فقط وعده و وعید داده مثلا درس خ ...

آخه دانشگاه ثبت نام کرده

از لحاظ مالی اوضاش بد نیست

خونه داره

و تازگیا ماشین هم خریده

خانوادش خیلی بهش فشار میارن ک الان ازدواج کنه ولی بخاطر اینکه من درس بخونم ی سال دیگه هم داره صبر میکنه

من ننیتونم ازش جدا بشم

میخوام بهم راهکار بدین چطور حساسیتشو از بین ببرم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز