2777
2789
عنوان

ماجرای ازدواج من وهمسرم

612 بازدید | 29 پست

خانواده ما کاملا مذهبی بود ومن هیچ دوست پسری نداشتم پدربزرگم یه فرد معروفی هستن وبه خاطر ایشون من خواستگار زیاد داشتم ولی مامانم اینا اصلا نمیزاشتن خواستگاربیادخونه وهمه رو ردمیکردن چون ازسن خیلی کم خواستگارداشتم ومامانم به خاطردرسم همه روردمیکرد 

پدربزرگم مدیر یه جایی بودن یه بارتابستون ایناهمشون رفته بودن اردو بعد برگشتنشون ازاردو داداشم عکسای اردو رونشون داد منم همینطوری که نگاه میکردم عکس یکی ازاقایون توجهم روجلب کرد وخیلی خوشم اومد چند بار یواشکی فلش داداشم روبرداشته بودم وعکساش رومیدیدم خلاصه من حدودا سوم دبیرستان بودم یه روز دخترعموم بهم زنگ زد وگفت شوهرم یه دوست داره که دنبال یه نفر هست براازدواج و مامیخوایم تورومعرفی کنیم خلاصه شرایطو گفت منم گفتم من اول باید بابام اجازه بده ومن چیزی نمیگم نگو همون شخصی که من توعکساازش خوشم اومده بود دوست همین شوهر دختر عموم بوده

خلاصه هم زمان چندنفر واسطه من رو به این اقاکه من قبلا عکسش رودیده بودم معرفی میکنن ولی من بی خبر بودم ونمیدونستم اسم صاحب عکس چیه

خلاصه ایشون میان خواستگاری ولی پدرم میگن مافعلا قصد نداریم ودخترم درس میخونه البته پدرم خیلی خوششون اومده بوده ومیل داشتن که بیان براخواستگاری ولی چون تازگی هایه نفر دیگه رو ردکرده بودن واون طرفم خیلی مصر بود بابام به خاطر اونا اینم رد کرده بود خلاصه اینام منصرف شده بودن ودو سال رفته بودن خواستگاری ولی هیچ جا جور نشده بود بعد دوسال یکی از واسطه ها دوباره پیشنهاد داده بود که برین خونه فلانی ولی این دفعه که اومده بودن بابام قبول کرد

**دوسال قبل که دخترعموم گفت فلانی میاد براخواستگاریت هی منتظربودم بابام ایناچیزی بگن ولی دیدم هیچی نمیگن واز طریق دخترعموم فهمیدم بابام ایناردش کردن **بعد یه روزداداشم  اسم خواستگارم رو گفت و عکسش رو برام نشون داد دیدم ای دل غافل این همون کسی که تودلم دوسش داشتم ولی خبر نداشتم اومده خواستگاریم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وقتی داداشم بعد دوسال عکسش رونشون داد واسمش روگفت بایه حسرتی تو دلم گفتم این حتما تاحالا ازدواج کرده بعد درست یه هفته بعد این فهمیدم اینا دوباره اقدام کردن براخواستگاری

دقیقا منم شوهرم رو اینجوری باهاش ازدواج کردم دفعه اول عکسشو دیدم گفتم وااای جه خوبه کاش با این ازدواج کنم دو سال بعد اومدن خواستگاری اصلا هم آشنا نبودیم فقط بابام باباشو می شناخت اصلا نمیدونم چی شد اومدن من فقط چند بار عکس هاشو اینور اونور تو فی س بوک و... دیدم اونم اتفاقی 

الانم به غلط کردم افتادم🤣🤣

If you can dream you can do it...  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز