مادربزگ همسرم آلزایمر داشت و خیلی بیچاره تحمل کردنش سخت شده بود . سه تا پسر و یک دختر داشت که پیش دخترش زندگی می کرد و اون تر و خشکش میکرد . دخترش حقوق مادرش رو هم میگرفت . دخترش که عمه ی شوهرم میشه ، با شوهرش رفته بودن روستا که اونجا دیوار بکشن دور باغشون و یک مدت بنایی داشتن ...
هستین بگم؟