خانوما نامزدم از, صبح دنبال بهانه بود یهو میگفت کوچیکترین چیزی ازت ببینم میزنمت و طلاق در صورتی که تو این سه سال ک نامزدیم کوچیکترین چیزی ازم ندیده. بعد اخر شب پیام داده که تو این رمانا و فیلمای چرت و پرت ترکی رو میبینی روت تاثیر گذاشته. بعد میگفت تو حتی لیاقت منت کشی هم نداری
یا ابا عبدالله پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️