خانوما نامزدم الان داشتیم چت میکردیم بحث پنجره و پرده و اینا بود میگفت ازدواج کنیم لباستم پوشبده باشه یا لختی تو بایز کل پرده های خونرو بکشی میگه نکنه مبخای نشون همه بدیش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
فقط برو پیش روانپزشک نامزده من ازاین بدتر بود روز جشن عقدم نمیزاش ارایش کنم یه ذره کرم مالیدم ابرومو برد قهرکرد باهام یه تارمو میامد بیرون ابرو نمیزاش واسم الان رفته رفته درس شد جوگیرمیشن کلا مردا اولایل ولی خوب باروانپزشک یه شبه ادم شد
خب چیزبدی که نگفته هرچنداین حساسیتشونشون میده پس توموضع نگیروهرجورگفت باهاش راه بیاکم کم حساسیتش کم میشه اول کاری بخوای روشوکم کنی کاربه جاهای باریک میکشه پس بازبون وسیاست باهاش راه بیا