سلام به همه خانمها
سال ۹۰ همه دکترها گفتن که شوهرم آزو هست و نمیتوم به صورت طبیعی مادر بشم
اولین بار مهرماه تو بیمارستان پیامبران آی وی اف کردم که ناموفق بود
بار دوم مطب دکتر مقدم بعد از انجام لاپرا و هیسترو دوقلو باردار شدم یه دخر و یه پسر
الان بچه هام شش ساله هستن و مهر کلاس اولی میشن
امروز بعد از مدتها اومدم نی نی سایت و مطالبتون رو خوندم اون زمان تاپیک جور دیگه ای بود
خیلی از خانومای اون صفحه هم زمان با من باردار شدن
عزیزای دل این روزا میگذره سخته ولی موندنی نیست درسته که مدت انتظار من خیلی طولانی نبود ولی اشکها ریختم و نذر و نیازها کردم یادتون باشه هیچ وقت نا امید نشین و ناشکری نکنین روزای خوب تو راهه
اگر سوالی داشتین خوشحال میشم راهنماییتون کنم