
#صد_روز_خوشحالی
#روز_نهم
آقا من دیروز نتونستم پست بزارم امروزم دوبار نوشتم ولی گوشیم این وسط یهو خاموش شد و تمام مطالبم پرید و در نهایت ذهنم دیگه متمرکز نیست
فقط بگم دیروز یک کلاسی رفتم در مورد شغلم و خیلی چیزا یاد گرفتم یاد گرفتم چطور فکر مو جمع جور کنم یاد گرفتم در مرحله زندگی راه های زیادی وجود داره و تنها چیز دیت از تلاش برنداشته یاد گرفتم رویا هامو قابل لمس کنم و برای رسیدنس تلاش کنم وخسته نشم رویا باید رسیدنی باشه و من هدفم رو بشناسم مطالعه کنم و بازم تلاش داشته باشم مثل ادیسون که ۱۰۰۰۰ بار تلاش کرد تا تونست برق رو اختراع کنه و هدف من هم در زندگی این نیست که فقط در هرم مازلو همون خونه اول بایستم میرم به سوی پله های دیگه ...
با این که دیروز روز شلوغی بود ولی تونستم دوباره برم پیش دوستم و چون ناخنم پس زده بود ژلیش رو
دوباره دوست مهربونم وقت گذاشت درست کرد برام و این ناخن خوشگلها رو برام درست کرده
به هر حال خوشحالی اینکه هنوز چیزای دیگه هست که یاد بگیرم
خوشحالی یعنی دوست مهربون داشتن 😏😊😁😚
