یلدا جون باورت نمیشه توی کل دوران بارداریم فقط از خدا میخواستم سالم باشه و با گذشتن هر آزمایش غربالگری خدارو صدهزار مرتبه شکر میکردم ولی همیشه شبها دوتا کابوس میدیم .....
یکی کابوس سقط مجدد. ....
و دیگه کابوس اینکه اگه نینی بدنیا بیاد و خیییییییلیییییی قیافش متفاوت باشه و همه بفهمن چی؟
اما ما هنوز خیلی کوچکتر از اونی هستیم که بزرگی خدا رو درک کنیم
وقتی مادرم توی بیمارستان نینی را داد بغلم و قیافه شبیه بچگی خودم را دیدم ، تازه فهمیدم وقتی خدا بخواد تا تهش میخواد!
بعد از اون هم کل فامیل هر کی نینی را دیده میگه شبیه خودت و خواهر و برادرهای خودته!