الهی ... نگاهی... می خواهم مادر شوم چشیدن لذتی دیگر از زندگی لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرم
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
رز جان ایشالا که دستش براتون خیره و از خودتون صاحب بچه میشین. همسر شما بیوپسی کرده؟جوابش چی بود؟ شاینا جان من سییکلم فریز نبود و پانکچر شدم و ضخامتم هم معمولی بود و استرادیول نداشتم. معمولا برای انتقال فریز استرادیول میدن. اما لوبیا شبز یک ماده غذایی طبیعی هست و مصرفش با دارو ایرادی نداره البته زیاده روی هم نکن چون سرده و سعی کن با ادویه سردیشو بگیری. الته من وقتی خونریزی داشتم تو اوایل بارداری استرادیول بهم دادن
یاسی عزیزم واقعا چیزی به جز حرفای نفس به ذهنم نمیرسه،حتی نمیخوام بگم میفهمم چی میکشی چون واقعا اینجور نیست حرفات منو یاد روزای اولی انداخت که تازه فهمیدیم مشکلمونو،چقدر زجر کشیدمو چقدر اشک ریختم بی صدا زیر دوش حموم،وقتی همسری میرفت سر کار اونقدر با صدایه بلند گریه میکردم که صدام میگرفتو چشمام دیگه باز نمیشد،دلم شده بود مثل شیشه ترک خورده فقط منتظر یه تلنگر حتی به بهونه الکی میزدم زیر گریه اما گذشت اروم شدیم،بزرگ شدیم و بازم به رحمتی که فکر میکردیم ازمون دریغ شده امیدوار شدیم ،میدونم حالا میگی من اونم کشیدم اون کجا و این کجا،درست میگی منم نمیخوام مقایسه کنم فقط میخواستم بگم با اون همه زجر هنوز زنده ایم با اون همه درد هنوز امیدواریم چون میدونیم خدا واسه هر کس یه معجزه تو زندگیش قرار داده واسه بعضیا زود میاد واسه بعضیا دیر واسه بعضیا اسون واسه بعضیا پر از سختی،اما بالاخره میاد میدونم دوتا فرشته کوچولوت رو که چقدر میخواستیشون از پیشت رفتن مطمئنم حتما حکمتی بوده و مطمئنم خدا واست خیر بزرگتری در نظر گرفته خدا نکنه ناامید باشی ،دعا بخون تا دل شکستت اروم بشه مطمئنم خیلی زود روزای قشنگ زندگی تو هم میرسن،من تا واسه روز زایمانت اینجا رو گلبارون نکنم نمیرم 😍
خدایا ناامید نیستم،فقط کمی دلگیرم...
خدایا از تو معجزه می خواهم ، معجزه ای بزرگ در حد خدا بودنت
تو خود بهتر میدانی
معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند...
نفس جان ممنون عزیزم من تا یکسال گفتن اقدام نکنم ...خودمم از بارداری دوباره خیلی میترسم واقعیتش من رفتم بیمارستان گفتن باید طبیعی بیاری ولی دکترم که اشنا بود نمیدونم چی بهشون گفت که راضی شدن ...خودمم سز میخواستم اخه طبیعی به دنیا اوردن بچه مورده اونم نارس خیلی سخته ضمتا طبیعی میدیدمشون و بیشتر ازین داغون میشدم عمم 12سال پیش بچش رو دقیقا تو سن بچه های من سقط کرد خیلی داغون بوده زایمانش میکفت من حاظر بودم سزم میکردن بس که سخت بود ...خوب بچخ برای درومدن تلاشی نمیکنه و همش با زور مادر هستش
روزگارا:
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
… گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد….
یاس گل جون ممنونم ازت ...از همتون به خاطر تک تک ولماتی که برام مینویسین و مرحم دلم میشین ممنونم به خدا حرفا تون حرف دل منه وقتی میخونمشون اروم میشم میدونم اگه تو دنیای وقعی عیچ کس منو نمیفهمه لااقل شما میدونید من چی کشیدم رز جان ان شا الله با دکتر چ نتیجه بگیرین مگه شما مراکز ناباروری نشهد نرفتین؟ما منتصریا رفتیم بیوبسی کردن و هیچی نبود فقط برای بیوبسی یه جای خوب برین عمل دردناکیه همسر من خیلی اذیا شد بد بخیه زده بود دکتر ابله
روزگارا:
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
… گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد….
یاسی جون فرقی که ندارن طبیعی و سزارین اما میگن اگه بین سز و بارداری بعدی فاصله نیفته احتمال چسبندگی رحم در محل بخیه ها به جفت تو بارداری بعدی هست و خدای نکرده ممکنه بین 100 نفر یک نفرو محبور شن رحمشم تو زایمان بعد در بیارن. اگه فاصله بیافته که دیگه نه
سلام ابجی ها انگاری سیکل منم کنسل شد امروز حاضر شدیم بریم سونو وسط راه از مطب زنگ زد گفت دکتر امروز نمیاد گفت فردا بیا رفتم جاهای دیگه متاسفانه امروز کلا همه اعتصاب کرده بودند و هیچ دکتر سونویی نبود واقعا متاسفم براشون که هیچ درکی از بیمار ندارند وجدان ندارند کل شهر ما همه سونو ها تعطیل بشه ما قربونی زیاده خواهی شون بشیم رفتم کیت گرفتم اگه اگه دو خط بشه بتونم حداقل حرکت کنم انگار که قسمتم نباشه در کمال ناباروری یه خطه شد یعنی با داروهام هم من دیگه تخمک نداشتم حالا موندم فردا سونو بدم یا نه همسرم که زانو غم گرفته میترسم کلا دیگه تخمک نداشته باشم اینم از سیکل نصفه من
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
الی جان چرا نباید تخمک داشتی باشی خواهر من؟ ای بابا اشکال نداره حتما خیری توشه ...شاید خدایی نکرده رهای میشدین و تو راه اتفاقی میوفتاد.. تخمک داری حتما نگو این حرفو خودتو جمع و جور کن ج چیزی نشده که خودتو بسپار دست خدااگه تونستی فردا برو سنو شاید تخمکات هنوز کوچیکن که کیت نشون نداده یادته من روز 17تخمک گذاری کردم؟؟؟
روزگارا:
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
… گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد….
به شوهرت از قول من بگو : شما هم جای برادر من ...من این راهو رفتم تو این راه عجله معنی نداره من خیلی عجول بودم خیلی اما خدا بهم فهموند صبور باش ..برای اینکه بفهمم باید صبوری کنم خیلی بهای سنگینی دادم روزای جوونیمو دادم...صبر پیشه کن وگرنه خیلی اذیت میشی میدونم ناراحت کنندس شما برنامه ریزی کرده بودی...ما هم زیاد ازین برنامه ها داشتیم که هی نشد و خورد تو پرمون حتی تا یک قدمی در اغوش کشیدن دو تا فرشته رفتیم وبی خدا خواست بازم صبوری کنیم پس قوی باشین چیزی نشده که اینطور ناراحتین ...شب باهم برین بیرون و غما رو دور بریزین تلاشتونو بکنید ولی اگر نشد اصرار نکنید شاید اگر منم اصرار نمیکردم الان ابن روزا رو تجربه نمیکردم
روزگارا:
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،
… گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،
لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست
زندگی باید کرد….
الی جون اصلا نگران نباش منم همش نگران بودم که نکنه تخمکام تموم شه ولی نشد و من الکی نگرانی کشیده بودم هنوزم باورم نمیشه بعد هجده بار ای یو ای منفی خدا جوابمو بده
عاقبت یک شب در این شبهای دور کودک من پا به دنیا مینهد.... آن زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر مینهد
نمیدونید شوهرم چه حالی داره الهی خدا زود زود این روزا را نصیب همتون بکنه شبها میگه چرا فقط تو کنجد منو گرفای تو دلت من حسودیم میشه باور کنید نگرانیهای الان بی مورده
عاقبت یک شب در این شبهای دور کودک من پا به دنیا مینهد.... آن زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر مینهد