خانومهای عزیز جدید، دوستان قدیمی خوبم سلام مجدد بعد از ماهها.
نمیدونم منو یادتون میاد اصلا یا نه
منو همسرم بیشتر از چهار سال میشد که آرزو داشتن بچه داشتیم. مثل خیلی از شماها مطمئن بودیم که به راحتی بچه دار میشیم. اونقدر که حتی ماه تولد بچه رو برنامه ریزی کرده بودیم.
همسرم مرد خیلی سالم و سرحالی بود اهل ورزش و به دور از هر گونه سیگار. منم تمام این سالها سیکل ماهیانه م مثل ساعت کار کرده بود و فقط همیشه درد زیادی داشتم موقع پریود که با انجام لاپاروسکوپی بیشتر از سه سال قبل فهمیدیم پوشش اندومتریوزیس خفیف روی تخمدان چپ دارم.
خلاصه بعد از چند ماه تلاش برای بارداری و موفق نشدن رفتیم زیر نظر مرکز ناباروری. و اونجا با اولین شوک بزرگ زندگیم روبرو شدم : بله همسرم جواب اسپرمش صفر شد . یکسال درمان کردیم سنتی اسلامی هورمونی مدرن .... و در آخر با انجام عمل جراحی میکرو تسه مشخص شد که آزواسپرم هست همسرم و پرونده داشتن بچه بیولوژیک از خودمون برای همیشه بسته شد . خودتون دیگه متاسفانه میدونید چه شب و روزهایی و اشکهایی بر ما گذشته.
خلاصه تصمیم گرفتیم و عزممون رو جزم کردیم که ما تمام تلاشمون رو میکنیم تا پدر و مادری رو تجربه کنیم. این بود که رو آوردیم به اسپرم اهدایی.
پزشک بهم گفت شما با انجام شش بار آی یو آی باردار میشی. خلاصه که شش ماه پشت سر هم انجام دادم اما دریغ که هرماه خونریزی ماهانه بمبی بود که همه آرزوهامون رو نقش بر آب میکرد. جدا از هزینه مادی خدا میدونه چقدر هزینه عاطفی و معنوی ازمون هدر میرفت و دلمون میشکست. دکترم بازم اصرار داشت که دو سه بار دیگه انجام بدم که خیلی اتفاقی با مرکز دیگری صحبت کردم و بهم گفتن پرتکل استاندارد بیشتر کشورهای دنیا اینه که تو سن بالای سی و پنج سال بیشتر از سه بار آی یوآی توصیه نمیشه و بعد با فرض بسته بودن لوله های فالوپ سریعا خانوم رو تحت درمان های آی وی اف و میکرو اینجکشن قرار میدن.
خلاصه که بعلت هزینه های بالای میکرو چند ماه به خودمون مرخصی دادیم تا بتونیم هزینه رو جمعآوری کنیم . و میکرو اینجکشن رو انجام بدیم.
پایان قسمت اول