2777
2789
عنوان

زنداداشم ...

1430 بازدید | 80 پست

دوستان کاربر قدیمیم ب دلایلی با این کاربری اومدم 

منو برادرم تو یه ساختمون زندگی میکنیم این خونه هدیه پدرمه دلیل دیگه ای نداره ک باهم زندگی کنیم من 25سالمه زنداداشم 34  رفت امدمون خیلی زیاد نیست یعنی طوری نیست ک دم به دقیقه خونه هم باشیم خانم برادرم میگه من غذا پختنو دوست ندارم برادرم هر روز زنگ میزنه ناهار چی داری برا این ک ناراحتی پیش نیاد خودم تعارفش نمیکنم 

زنداداشم یه ماهه بارداره منم نمیدونستم جیگر برا خانم باردار بده امروز جیگر سیخ کشید شوهرم برا برادرم و خانمش بردم توپید بهم ک چرا اوردی میخوای بچمو بکشی؟؟؟بس نبود شوهرمو از راه ب در کردی 

خدا رو شاهد میرم هزار بار ب برادرم گفتم اگه خانمت دلخور میشه ناهار شام نیا اینجا یا میکشم واسش میگم برو با خانمت بخور نمیتونم ک بیرونش کنم!

حالا میخوام از این خونه برم ب نظرتون کارم درسته؟موقعیت خونم جوریه ک امروز بفروشم فردا ضرر کردم بهترین محله و بهترین ساختمونه

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

نه عزیزم،شما چرا بری؟؟حق خودته،خونه خودته،اگه ایشون مشکل داره خودش رفع زحمت کنه،قربونت کوتاه نیا،به داداشام بگو لطفاً سنگاشو با زنش وا بکنه بعد شمارو درگیر کنه

غمگین نباش... حال جهان خوب میشود :) 🌿
ن نفروش..چکازش داری..خودتو اواره نکن..ولش کن زنی ک نمیتونه غذا درس کنه واسه شوهرش چ زنیه ..

😕😕😕جالبیش اینه میگه چطور تا وقتی تو مجرد بودی شوهرم از بیرون میگرف الان تو کشوندی خونت 

معذرت میخوام اما زنداداش بیشعوری داری

زنداداش من تنبله،اونم حوصله اینکارا رو نداره دوتاهم بچه دار و قتی ما (خواهرشوهرا) یا مامانم واسش کاری میکنیم حتی فقط به داداشم برسیم کلی تشکر میکنه و دعا میکنه واسمون  

😕😕😕جالبیش اینه میگه چطور تا وقتی تو مجرد بودی شوهرم از بیرون میگرف الان تو کشوندی خونت 

توم بگو برات متاسفم عشق تو خونت نیست..وگرنه سر یه غذایی ک هیجی نداره..بحث و دعوا شه

نه عزیزم،شما چرا بری؟؟حق خودته،خونه خودته،اگه ایشون مشکل داره خودش رفع زحمت کنه،قربونت کوتاه نیا،به ...

اخه خانمش یکم بیش از اندازه با فامیلای ما و خودش درگیر شده ب خاطر همین داداشم دیگ ب ناراحتیاش با بقیه اهمیت نمیده چیزی بگم میخنده میگه مگه نمیشناسیش 

نامزد بودن عید رفتیم خونه باباش عید دیدنی دختر عمشم اومد زنداداشم پذیرایی کرد اونم گفت مرسی ایشالا عروسیت زنداداشم شیرینارو ریخت روش گف دیگه تو کار من دخالت نکن یه نمونش این  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز