چه داستانی داشت اون خانم
ما هم دو ساله با همیم تا مخالفت خانوادش پیش اومد اسم منو آورد یه دو هفته ای حالش بد بود تا اومد هفته پیش منو ببینه و خب اوکی بود
برگشته شهرشون شیراز واسه عید و آزمون ارشدش امروز آزمون داره
خونه که راش ندادن خونه عموش مونده
نمیدونم چی میشه استرسم ندارم البته
فقط من اولین کسی بود که دوسش داشتم همین
دعا کن برامون همه چی درست بشه