مامانم خودش بارها پیشم گفته که کاش میدادمت به اون.اشتباه کردم.
عروسی اون پسره که مامانمینا هم دعوت بودن.من و شوهرم نه.
پسره تا مامانمو دیده اشک تو چشماش جمع شده. مامانم از عروسی که اومد خیلی غصه خورد به خاطرش و اینکه چه اشتباهی در حق من و اون پسره کرده.خیلی ناراحت بود