2777
2789
عنوان

خواهر شوهرمم

625 بازدید | 40 پست

نزدیک دوساله با خواهر شوهرم قهرم

البته قهر بودنمون   این‌جوریه که کلا درحد سلام علیک خونه مادرش باهاش حرف میزنم 

خونشم نمیرم 

حالا قراره بیان تهران 

(اونا تبریز میشینن من تهران)


قراره بیان عروسی   خودشو شوهرش و بچه هاش میان 

نمیدونم چ رفتاری داشته باشم من حتی عید هم که برم تبریز خونش نمیرم فقط داداششو میفرسم  البته کادو عیدش هم خودم از شوهرم میفرسم چون برادرشه واز برادرش انتظاراتی داره 

الانم داره میاد خونه داداشش من موندم چ رفتاری داشته باشم 

بیتفاوت باشم یا باروی باز پذیرایی کنم و کدورت هارو بذارم کنار 


علت قهرمون هم تو تاپیک داستان زندگیم گفتم :بهم سیلی زد موقع نامزدیم  بخاطر ی قضیه هایی که پیش اومده بود 


البته ماجرا بهش مربوط نبود خودشو انداخت وسط 

حالا موندم چ کنم؟

من حال کسی رو که ناخواسته باردار شده و کلی غصه میخوره نمیفهمم همونطور که اون حال من برای به آغوش کشیدن بچه ای که نمیخوادش دارم رو نمیفهمه....اون غصه میخوره چون برای لحظه های نبود بچه دنیایی ساخته همونطور که من برای بودن بچه دنیاهامو می سازم...یه روز دیر شدن موعد پریودی برای اونا معنی گرفتاری و اضطرابه اما برای من پر از تخیل و رویاست...اون با دیدن اولین قطره خون خوشحال میشه و من کاخ آرزوهام نابود میشه...دلم میخواست برای بچه ام یه مادر جوون باشم اما دست تقدیر قوی تر از آرزوهای منه...قدرت جنگیدن با تقدیر رو ندارم...تسلیمم...مجبورم که تسلیم باشم...😢برای آروم کردنم نگو خوشحال باش که بچه نداری و راحتی...آروم نمیشم عذاب میکشم، اگه نبود این نعمت راحتی داشت پس چرا دل من  آشوبه؟؟؟ دلم میخاد بوی تن بچه امو استشمام کنم،دلم میخاد بغلش کنم و لبهامو ساعتها روی گونه ی نرمش بذارم، دلم میخاد لحظه هام پر بشه از دغدغه ی شستن شلوار کوچولوی نی نیم😍، دلم پر میکشه واسه بازی نی نیم با بابای مهربونش، واسه اولین روز مدرسه اش، واسه قد کشیدنش، واسه کت و شلوار دامادیش و لباس سفید عروسیش، من هر روز با دنیایی که تو در واقعیت داری در رویاهام زندگی میکنم، ...لحظه هایی که برای تو گذراست برای من آرزوست...پس برام دعا کن💔

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

خیلی گرم نگیر و وظایف میزبانیتو انجام بده وسعی کن سرتو بیشتر تو آشپزخونه گرم کنی

زندگی تجربه شب پره درتاریکی ست    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من وتو برود🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒

بخدا من هیچ کاری نکردم زنداداشم یه بلایی سرم اورد البته داداشم مرد نیست وای اگر من سیلی میزدم اومده بود منو بکشه بدترین حرفا رو بهم زد خدا ازش نگذره باز شما خیلی خوبی که کادو بهش میدی وای یاد بدی های اون عوضی میافتم عصبی میشم شوهرم اجازه نداد جوابشو بدم بخاطر همه حرفاییکه بهم زده حلالش نمیکنم

مهمون خونت حرمت داره فارغ از اینکه کیه پس باهاش خوب باش تا خجالت بکشه 

اگه ادم بود نمیودم خونت 

خونه داداشش ینی چی 

خونه توام هست

ترسم کزین چمن نبری آستین گِل کز گلشنش تحملِ خاری نمی‌کنی

بی تفاوت باش

دلم بهانه دارد!                                                          تو میدانی بهانه چیست؟                                          بهانه همان است که چمدان خالی را میگذاری کنار در تا بترسد، روسرت ات را شل میبندی تا اشاره کند "بکش جلو آن بی صاحب را " بی آنکه چتر بر سرت بگیری به باران میروی تا چتر نگاهش را روی سرت که نه روی دلت نگه دارد... خلاصه برای ما فقیر فقرا که به داشتن یک کف دست مهر و محبت محتاحیم ، بهانه همان است که دلت پرواز بخواهد اما کلی هزینه بابت قفس داده باشی...                      
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز