منم دعا میکنم زنده باشه
پدرشوهرش دومادشونو بخاطراینکه با لیلا بد حرف زد از کارخونه اخراج کرد
اونم با عموی لیلا و توفیق نقشه کشیدن مال واموال حاج علی رو بالا بکشن
مهتاب اومد با پدرش تند حرف زد مادرش بهش سیلی زد.
عموی لیلا اومد پیش مادرشوهرش درمورد توفیق و لیلا باهاش حرف زد
مادرشوهره رفت هرچی دلش خواست به لیلا گفت
لیلا هم گذاشت ازخونه رفت