داییم خیلی اذیت ما میکرد هردقیقه دعوا...ومادرم حقوق نداشت تو مهدکودک کار میکرد وحقوق کمیته امداد رو داشتیم
داییم نازپرورده مادر بزرگم بود
بعد از اینکه مادرش مرد وخونه رو تقسیم کردن مادرم حقوق مادرشو گرفت چون همسر نداشت بهش تعلق میگرفت
داییمم که زن وبچه داشت به مادرم گفت باید از حقوقت به منم بدی چون همچنان بیکاره والانم مستاجره
شوهرم بهش گفت تو تا حالا بیش از حد از پول مادرت خوردی برو کار کن
خلاصه دیگه ازش بیخبر بودیم تا جندروز پیش گفتن که زنشو با بچشو میفرسته گدایی وخودش تو خونس
خیلی برای زن وبچش ناراحتم