همسرم زود منت یه چیزیو به سرم میزاره زود بددهنی میکنه؛؛ دوساله که اخلاقش از قبلم بدتر شده،، زووود عصبی میشه،، من فقط نگاش میکنم گاهی از تعجب واسه اعصاب خورد شدنه الکیش،، دگه داره خودمم مث اون میشه اخلاقم غر میزنم گاهی و جوابش میدم ؛؛ مدام کلکل داریم، من غریبم و اکثر اوقات تنهاییم ؛ حرفای بدی میزنه مثلا میگه مادر خوبی نیستی در صورتی که خدا شاهده کلِ زندگی من صبح تا شب بچمه خودم تنها تو شهر غریب بزرگش کردم:: بعد میگم چرا گفتی؟ میگه یه چیزی گفتم حالا،، میگم اخه حرفات واسم سنگینه ناراحت میشم، میگه اوووو حالا مگه چی گفتم!!! هروز این داستانا هست؛؛ کم و بیش؛؛ ادم گیریه کلا به همه چی تو خونه گیر میده:؛ اخلاقای خوبم داره ولی اینا رو اعصابمن، خیلی یاد حرفاش میفتم اتیش میگیرم،، الان من اومدم مسافرت شهر مادرم؛؛ خوب بودیم باهم از راه دور؛؛ دیشب اخر شب چندتا پیام بهش دادم درد دل کردم؛؛ گفتم بیا باهم مهربونتر باشیم این حرفای بد رو نزن،،میگه توام مغروری خودخواهی؛؛ میگم خب من جز شوهرداری و بچه داری چکار کردم؟؟ که میگی مغروری؛؛ الکی میخواد یه حرفی زده باشه؛ حالا از دیشبه نه من پیام دادم نه اون ؛؛ بگید جق با کیه؟ چه کنم؟