2777
2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 301 بازدید | 21 پست

وای با خودن چه کردی دختر خوب!

غیر مستقیم به همسرت پیام دادی که نه تنها قابل احترام و عشق نیستم، بلکه تو هم نتونستی منو انقدر تامین کنی از نظر روحی که من نگران نباشم!

کاملا بی اعتماد بنفس هستم و تو میتونی به اون چیزایی که من فکر کردم، می تونی فکر کنی!

دوست خوبم کمی تدبیر کن

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نمیشه حساس نبود منم شرایطشو داشتم.ادم حتی از اینکه شوهرش تو دلشم هوای اونو بکنه میترسه

من خودم شوهرم اول با دخترخالش می‌خواسته نامزد کنه، دختره رو با پسر میبینه،بهم میزنه، دختره الان مجرده ،شوهرم می‌ره خونه خالش ،اونا میان ،برام مهم نیس، چون ی بار رک همه چیز و واسم گفت ،گفت اندازه سر سوزن علاقه نداره بهش و من از همه لحاظ از دختره سرم،منم تمومش کردم قضیه رو برا خودم،بنظرم استارتر با دعوا ب جایی نمیرسه، گفتگو راه حله و اعتماد کردن

هرچقدر صبورتر میشوی ،دنیا پرروتر میشود😕
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792