با شوهرم زیاد دعوا داریم از بحث های خودمون تااااا بی توجهیش به پسرم
کلا زبونش اندازه دسته بیل واسه منو پسر 2سالم همیشه درازه و واسه خانوادش موشه
دیشب خونه خواهرش دعوت بودیم من بخاطر اینکه پسرم خرابکاری نکنه ظرف میوه رو بردم گذاشتم تو اشپزخونه ش اون یدونه شلیلی که پسرم زخمی کرده بود رو گذاشتم کنارش .... بعد 10 دقیقه یهو خواهرش به بچه 2سالم گفت عههههه چرا همه میوه هامو زخمی کردی چرا اینجوری میکنی .... منومیگی داشتم میترکیدم گفتم پویان فقط یدونشو برداشت به بقیه ش دست نزد ولی شوهر بی غیرت و کثافت من هیییییییییییچی نگفت
الانم اس دادم بهش بجای جواب گفت بلاکی
منم بارها تهدیدش کردم گفتم میرم ازین خونه ولی جدی نگرفته الان اس دادم گفتم من میرم امروز .... از طرفی هم مامانم ازدواج مجدد کرده این عن اقا هم که شکاکه همیشه میگه تو عاشقشی ( شوهر مامانم ) .... بنظرتون بیخیال همه چی شمو برم با این اوصاف ؟ چون شوهر مامانم مرخصیه خونه س