2777
2789
با ادمای این دنیا نباید همیشه مهربون بود میگم یجاهایی باید داد میزدی ک نزدی....بهضیا سواستفاده میکنن ...

الان خیلی جلو خودم و گرفتم منت کشی نکنم دنبالش نرم بهش گفتم دیگه مهم نیس برگردی یا ن به خالش گفتم که ب گوشیش برسونه گفتم ی هفته میشینم خونم که نگن از خدا خواست ول کرد رفت تو این ی هفته نیاد خوته رو عوض میکنم دیگه نمیزارم سایه من و بچه هارو ببینه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

شکست خورده دور از جونت اونی هس ک مرده و کاری از دسش نمیاد....

بزار این دفه ک شوهرت اومد فک نکنه اینجوری تنبیهت کرده

بزار ببینه بدون اون هم تونسی خودتو بچهاتو از پیش ببری...

میدونم شرایط سخت سخت سخت اما با اون گوشه نشستن دردی دوا نمیشه

تو نت بچرخ اینجا تاپیک بزن درمورد کار خونگی سوال کن

شیرینی پزی

بافتنی

اشپزی

خیاطی  خدا تنهات نمیزاره ....واقعا متاسفم برای همسرت ک انقدر ضعیف و سست اراده هس

الان خیلی جلو خودم و گرفتم منت کشی نکنم دنبالش نرم بهش گفتم دیگه مهم نیس برگردی یا ن به خالش گفتم که ...

البته شکایت کنی خ ب ضررش تموم میشه ندادن نفقه چیزی هس ک زندانی داره

البته شما بچه داری کمی صبر کن اما نرو دنبالش فعلا فقط فک کن نیس و ببین اگه نباشه قرار چکار کنی ....

من همه کار براش کردم ورشکست کرد حامله بودم ماهای اخر با شکم گنده باهاش رفتم بساط کردن چند ساله مانتو ...

خب اینا تقصیر شماست.....اره تعجب نکن

نباید اینکارارو میکردی از قدیم گفتن زنی ک خرج نداره ارج نداره

حتی اگه نداشته باید خواسته هاتو میگفتی نه با دعوا با خوشی

نباید میرفتی بساط باید میزاشتی سختی بکشه مرد بار بیاد

خ لی لی ب لالاش گذاشتی جای اینکه همسری کنی مادری کردی

الان خیلی جلو خودم و گرفتم منت کشی نکنم دنبالش نرم بهش گفتم دیگه مهم نیس برگردی یا ن به خالش گفتم که ...

عزیزم مشکل شما لازمش همینه که میگی باید خیلی قوی و محکم جلوش وایسی تا حساب کار دستش بیاد اگر شل باشی و بترسی این کارها رو همش تکرار میکنه شوهر من آخرین باری که رفت قهر بعد چند روز بهش زنگ زدم که برگرد کلی برام شرط و شروط گذاشت و برگشت ولی وقتی اومد بهش گفتم تصمیمت رو بگیر یا دیگه این کارو تکرار نکن یا همین الان هر چی لازم داری از خونه بردار و برای همیشه برو.موندش بنظرم به خاطر بچه ها موند ولی دیگه این کارش رو تکرار نکرد 

فقط از خونم خیلی میترسم جاش بده نمیتونم تحمل کنم اینجارو وگرنه هرجور شده میرفتم سرکار و به قول شما ف ...

درارو قفل کن اگه یهو خدایی نکرده صدایی چیزی شنیدی صدا تلویزیونو زیاد کن....ب کسیم نگو همسرت نیس ب هیچکس نگو

فکر نکنم خیانت کرده باشه ولی از بی پولی بی عرضه گیش خستم ی روز کارمیکنه دوروز ن ...فقط به حرف مامانش ...

آخی خیلی ناراحت شدم واقعا سخته زندگی با همچین مردی مخصوصا که به حرف مامانشه یعنی هنوز بچه ست 

عزیزم مشکل شما لازمش همینه که میگی باید خیلی قوی و محکم جلوش وایسی تا حساب کار دستش بیاد اگر شل باشی ...

خودش و گیر نیاوردم ولی به مامانش پیام دادم گفتم تا این اخلاقش و درست نکرده همون بهتر ک نیاد خودم بچه ها م و بزرگ میکنم 

چیکار کنم فکر میکردم دارم خوبی میکنم اره خیلی پررو کردمش

اینا خوبی نیس....شما خودتون رو بی ارزش کردید هرکار کرده بخشیدین ...خرج نکردین ...هرچی خواسه گفته هیچی نگفتین...

اون چ ترسی داشته ک از دستتون بده؟؟؟


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792