یه دختر قرتی😁😉عاشق یه پسر مذهبی میشه که باتوجه به مخالفت های دوخانواده،خانواده پسرکوتاه میان میرن ...
لیلا یه پسرعموهم داشت که عاشقش بود اما دختر نخواستش عمو لیلا هم که بابابا ی لیلا شریک بوده البته بیشتر رئیس بوده لج میکنه وتمام بدهی وطلب کهرو روهوارنیکنه سر داداشش وبا بدجنسی وسادگی لیلا ازش امضامیگیره وهونم توهچل میندازه