2777
2789
عنوان

کتک کاری

527 بازدید | 31 پست

از اولش براتون میگم خاله من جدا شده و مدتی هست که با کسی آشنا شده و میخواد باهاش ازدواج کنه خانواده پسره اومدن خاستگاری و برای آشنایی بیشتر رفتن با خانواده مامان بزرگم بیرون حالا از اینجا شروع میشه مامان من خواهر بزرگشون همه خواهر برادرا خبر داشتن غیر از مامانم و مامانم از کسی شنیده که خالم داره ازدواج میکنه خلاصه به یکی دیگه از خاله‌ام پیام داده که درمورد ازدواج کوچیکه چرا به من نگفتین و خلاصه یک بحث پیامکی داشتن بعد همون خاله م میره به همه میگه مامانم فلان گفته و اینکه دخترت یعنی من یادش دادم فکر کردن من فهمیدم رفتم خبر دادم دعوا راه بندازم خلاصه دوتا از خاله هام میرن محل کار مادر دعوا و سر و صدا زنگ زدن به من کلی فحش دادن و دعوا کردن منم هیچی نگفتم زنگ زدم مامان‌بزرگ اونم گفت ماجرا چی بوده  گفتم به منچه به من زنگ زدن و دعوا کردن گفت ولش کن بعد که خاله‌ام رفتن مامانم زنگید به من کلی گریه کرد منم رفتم خونه مادر بزرگم باهاش صحبت کنم  که اینارو آشتی بدیم خالم یک دفعه اومد خونه مادر بزرگم با من دعوا بیا برو بیرون و سر صدا دستمو کشید که بیرونم کنه منم هلش دادم هی میگفت تو مامانت به من حسودی میکنین 🙄 و می‌پرید بهم خلاصه دعوامون شد و کتک کاری مامان بزرگم جامون کرد و منو بیرون کرد  رفتن به همه گفتن من خالم زدم همه خاله دایی هام زنگ زدن به مامانم که دخترت فلان بد کاری کرده یا شونم نبود که خاله هام چقدر با مامانم دعوا کردن ابروشو بردن و کلی فحش دادن فقط همه زنگ زدن گفتن دخترت بد کاری کرده و فلان هیچکی هم خبر نداره از اصل جریان تازه بدونن هم بازم منو مقصر میدونن  اینم بگم من اصلا حسادتی نسبت به خالم ندارم اصلا برام مهم نیس خدا رو شکر زندگی خوبی دارم و خیلی اوقات اون به من حسودی میکنه بیشتر هم بخاطر اینکه فاصله سنیمون خیلی کمه منو خالم و مامانم خاله کوچیکم مثل من دوست داره و حمایتش کرده به این خاطر خیلی ناراحت شده که بی خبر گذاشتنش بگین من کارم اشتباه بوده رفتم خونه مادر بزرگم اینم بگم خاله کوچیکم خونه کنار مادربزرگمه در یک آپارتمان هستن   

خدایا شکرت واسه همه نعمت هایی که بهمون بخشیدی ممنون

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

از همون اول نبابد مامانت زنگ میزدگله کنه ،صبر میکرد موقع دعوت عقد و عروسیش ب نشونه اعتراض نمیرفتید اونجوری بهتر میفهمید تا حالا که همه چیو ب نفع خودشون تموم کردن

هنر بزرگ هنر فاصله هاست .آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور بمانند یخ میزنند،پیدا کردن نقطه درست از فاصله ها رنج و ریاضت بسیار میخواهد                 

عزیزم نباید میرفتی

به شما مربوط نبود 

مادرت باید میرفت و صحبت میکرد 

زنگ زدن به شما و دعوا کردن باید میگفتی به من مربوط نیست و تلفن و قطع میکردی

لابلای گل سرخ .. در میان کوچه سبز خیال .. شادیت حس قشنگیست .... که من میطلبم
از همون اول نبابد مامانت زنگ میزدگله کنه ،صبر میکرد موقع دعوت عقد و عروسیش ب نشونه اعتراض نمیرفتید ا ...

دقیقا من خیلی بهش گفتم گوش نکرد  مامانم اصلا توقع نداشت

خدایا شکرت واسه همه نعمت هایی که بهمون بخشیدی ممنون
دقیقا من خیلی بهش گفتم گوش نکرد  مامانم اصلا توقع نداشت

همیشه گله کدن نتیجه عکس داره باید تو رفتار اعتراض و ناراحتی رو نشون داد

من همیشه ب رفتارای زنبابام گله میکردم بعدش ی دعوایی درست میکرد منو پیش بابام خراب میکرد بااینکه حق بامن بود ولی حالا دیگه درمقابل کاراش سکوت میکنم و با رفتارم نشونش میدم رفتارای زشتشو

هنر بزرگ هنر فاصله هاست .آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور بمانند یخ میزنند،پیدا کردن نقطه درست از فاصله ها رنج و ریاضت بسیار میخواهد                 
عزیزم نباید میرفتی به شما مربوط نبود  مادرت باید میرفت و صحبت میکرد  زنگ زدن به شما و د ...

آره متاسفانه من فکر نمیکردم این طوری بشه حتی وقتی رفتم داخل خونه کلید و از رو در برداشتم که خالم نیاد دعوا کنه و با مامان‌بزرگ راحت صحبت کنم که متاسفانه با لگد در و باز کرد

خدایا شکرت واسه همه نعمت هایی که بهمون بخشیدی ممنون
به نظرتون من اشتباه کردم رفتم خونه مامان بزرگم

عاره بعد مامانت که با خالت اشتی کرد و خب شد تازه عمق فاجعه رومیفهمی که چقد اشتباه کردی رفتی

هنر بزرگ هنر فاصله هاست .آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور بمانند یخ میزنند،پیدا کردن نقطه درست از فاصله ها رنج و ریاضت بسیار میخواهد                 

من روزه ميگرفتم خالم انقد گريه ميكرد نميذاشت بگيرم به زور بهم غذاميداد 😂حس ميكنم يكم كارت اشتباهه خب هرچي باشه خالته

يه جوري باادم رفتارنكنين كه اگه بلايي سرتون اومد دلمون خنك شه !  تاوقتی باکفش کسی راه نرفتین راه رفتنشو قضاوت نکنین   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز