بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خودتون خوب باشید جاری هم خوبه به شرط رعایت حدوحدودهاازاول
درسته ولي بعضيا از اول ذاتشون خرابه، من عروس بزرگم ولي برادر شوهرم زودتر عقد كردن، دفعه اول دعوت شدم نيومده بود زودتركه مثلا براش مهم نيست، وقتي هم اومد جلو پاش بلند شدم بدون سلام رفت تو اشپزخونه پيش خواهر شوهرام، بعد نيم ساعت با ناراحتي اومد داخل اومدم روبوسي كنم خودشو كشيد عقب فقط دست داد، بماند كه هنوز بعد اينهمه سال هنوز بس نميكنه،
ای رویتان سیاه خون بی گناه مانده بر زمین های کو صدایتان کو خدایتان مردم زمین
وا مگه روانیه بخوادروزاول وبی دلیل چنین برخوردی کنه
اونو دیگه نمیدونم دقیقا از لحظه اول.فقط یه بار خواهر شوهرم گفت حساسه ما جلو اون از تو حرفی بزنیم.بسیار حسوده و برادر شوهرمو پر میکنه اونم گستاخه میاد دعوا.تمام مراحلم برا اون بیشتر کردن چون طلبکاره.برا من عقد نگرفتن برا اون گرفتن.برا من عروسی گفتن نگیر با شوهرم یه جشن در حد مهمونی گرفتیم عین بقیه مهمونااومدن بدون کادو رفتن حتی جرات نداشتن جلو اون کادو عروسی بدن به من بعدشم ندادن .ولی برا اون تو تالار عروسی گرفتن جلو من کادو هم دادن.هنوز یه بارم دعوت نکردن منو من دعوتشم کردم جلو من خواهر شوهرامو دعوت میکنه.اینا یه ارزن از اذیتاش نیست.عزیرم بعضیا مظلوم ببینم گرگ میشن.ذات بعضیا پر از بخله.شوهر من از دستشون گریه افتاده انقد محکمه ولی اینا داغونش کردن.البته الان کاملا کات کردم باهاش مدتیه یه سلام احوال بود ولی چند ماه پیش باز یه کار کرد که دیگه گفتم حتی اسمش نمیخام بشنوم.دارم سعی میکنم کامل فراموشش کنم ندیدش بگیرم نمیخام بیشتر از این تو وجودم ریشه نکنه.ارزومه یه بار ببینمش تیر نزنه.حتی من یکی خواهر شوهرام از روز اول اونم حسادت میکرد با ایشون همدست بودن تو حسادت گفتم فقط دلیل کاراشو بگن.ببخشید طولانی شد.ولی من خودم دختر گرمی هستم با همه اخت میشم.حرف بخوام بزنم دو بار بالا پایین میکنم.جلواونا کم حرفم چون خودشون هر حرفی میزنم ولی از هر حرکات سوژه میکنن.
ای رویتان سیاه خون بی گناه مانده بر زمین های کو صدایتان کو خدایتان مردم زمین