والا یه سره اینور اونور میرفت توی خونه و کل خونه مو شده بود و هر چی میبردمش حمام و برسش میکردم انگار نه انگار
تازه من بچه هم نداشتم و کارم کم بود اونموقع
بعد هم میرفت تو خاکش که واسش حریده بودم و تمیز بود به اصطلاح جیش میکرد و خاک به پاهاش میچسبید میومد توی کل خونه و کلافم میکرد
با اینکه خودم کلاااا عاشق حیواناتم و وقتی باردار شدم ناچارا واگذارش کردم ولی میگم کاش از اول نمیاوردمش
الان با اینکه خیلی وقته ندیدمش کلی دلم تنگش میشه و حتی شبا خوابشو میبینم😢😢
الان دوستمونم سگ داره و دقیقا همین مشکلاتو داره اونم