کیا دور از خانواده شون هستن و چه جوری طاقت میارین؟واقعا سخته من ۸ سال تو یه شهر دوراز خانواده ام زندگی میکنم ولی هنوز عادت نکردم البته میگذره هرجور هست ولی باهیچ کس رابطه نداریم با خانواده شوهرمم که خداروشکر قهریم زندگیم یه جورایی یکنواخت شده
واسه مردا سخت تر چون من شوهرم دوسال از خانواده اش دور بود کلا داغون بود حالا نوبت من
واقعا داغون میشه
خ دلم براش میسوزه
حتی هم زبون ما هم نیس
خ تنهاس
با هر کسی هم. رفیق شد پشیمونی بار اومد
خدا جونم من پول نمیخوام، آرامش میخوام، میدونم باعث و بانی ب هم خوردن آرامشم خودمم، میدونم تو خیلی خواستی جلومو بگیری و من هی اصرار کردم، ولی تو بزرگی، خدایی، ببخش و کمکم کن. یه صلوات برای آرامش داشتنم میفرستید؟