2789
عنوان

مادرشوهر

319 بازدید | 18 پست

شوهرم کلیه اش مشکل داره بعدمادرش پیش من همش میگفت دروغ میگه منم به شوهرم گفتم،شوهرم سربسته به مادرش گفت باورنمیکنی من مریضم،مادرشوهرم بامن دعواافتاد

خدایایه گوشه چشمی

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



خب الان ما چی بگیم عزیزم دوتا دوتا تاپیک میزنی ما میخونیم ولی چون حرفی برامون نمیاد میریم بیرون 

من یه دختر لوس بودم ک از امپولای موقع سرماخوردگی میترسیدم قرص شربت رو مامانم بزور میریخت ته حلقم ولی از ۱۹ سالگی درگیر ام اس شدم ویهو کلی بزرگ شدم توکل ب خدا و توسل ب حسین زهرا برام معجزه کرد بارداری عالی زایمان طبیعی عالی  بچه سالم همسر خوب خدا نعمت رو درحق من تمام کردحالا فقط یه جفت میخام برا بچم ک تنها نباشه دعام کنید 
کلیه اش عفونت کرده بعضی وقتهادردداره

حتما درمان و دارو و دکتر رو جدی بگیرید دایی من از چند سال پیش مشکل کلیه اش رو جدی نگرفت تا اینکه امسال مجبور شد ب پیوند کلیه البته کلی هم اذیت شد 

خدا ب همه سلامتی بده

من یه دختر لوس بودم ک از امپولای موقع سرماخوردگی میترسیدم قرص شربت رو مامانم بزور میریخت ته حلقم ولی از ۱۹ سالگی درگیر ام اس شدم ویهو کلی بزرگ شدم توکل ب خدا و توسل ب حسین زهرا برام معجزه کرد بارداری عالی زایمان طبیعی عالی  بچه سالم همسر خوب خدا نعمت رو درحق من تمام کردحالا فقط یه جفت میخام برا بچم ک تنها نباشه دعام کنید 
منم ازهمین میترسم

ان شا الله ک دکتر خوب برن داروهاشون رو استفاده کنن و مشکلشون برطرف بشه مایعات هم زیاد مصرف کنن 

من یه دختر لوس بودم ک از امپولای موقع سرماخوردگی میترسیدم قرص شربت رو مامانم بزور میریخت ته حلقم ولی از ۱۹ سالگی درگیر ام اس شدم ویهو کلی بزرگ شدم توکل ب خدا و توسل ب حسین زهرا برام معجزه کرد بارداری عالی زایمان طبیعی عالی  بچه سالم همسر خوب خدا نعمت رو درحق من تمام کردحالا فقط یه جفت میخام برا بچم ک تنها نباشه دعام کنید 

منم شوهرم کمر درد داره مادرزادیه یمی مادر و داداششم دارن 

نمیدونی چ‌کرد 

شوهرم رفت دکتراومد گفت دکتره گفته مادرزاده و اینا 

فحش بود ک‌نثار شوهرم و دکترش میکرد تازه قبولم نکرد مادرزاده‌و ارثی

میگفت دکتره ب اونجاش خندیده همچین حرفی زده

دکتره از اونجاشو خورده ک همچین حرفیو زده 



منم هر اتفاقی بیفته ب‌شوهرم میگم ک بفهمه ما هیچیو از هم پنهان نمیکنیم و هنیشه پشت همیم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز