سلام دو ماهی هست برام ی خواستگار اومده شرایطشم خوبه، اما حس میکنم دچار تردید شده،دیشب بله برونمون بود وقتی تموم شد و رفتن و پی ام داد حس کردم خیلی ذوق نداره،براش عادی بود انگار.. دوسم داره خیلی بهم گفته دوستت دارم اما ذوق و شوق نشون نمیده، میخنده بهم حس داره تعریف میکنه اما ی وقتایی حس میکنم دو ب شکه،خودش میگه بخاطر گرونی و چند تا مشغله ست که بهم گفته اما نمیدونم باید حساس باشم یا نه، میترسم بعدا ی دفعه بهم سرد شه،چیکار کنم بنظرتون؟ معلمه و روانشناس و مشاور، منم خانه دار
به نظرم این شرایط اقتصادی دلایل قانع کننده ای برای یه روانشناس یا معلم و مشاور برای اینکه به همسر اینده اش بگ نیس اصلا ربطی نداره ادمی که اول ازدواج میکنه تمام شوقش ازدواج و همسر اینده شه حالا نظر من اینه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اصلا نه با پیامک نه با تلفن نمیشه حرف زد بهترین روش حرف زدن رو در روئه تو هنوز باهاش ازدواج نکردی میتونی باهاش رو در رو یه قرار بذاری بشینی شرایطتتو بگی ترسهایی که ممکنه تو زندگی مشترک از همسرت به وجود بیاد و بگی تا اونم درک کنه و صددرصد درک میکنه چون روانشناسه و من دختر داییم با روانشناس ازدواج کرده هنوز یه دعواهم نداشتن به نظرم خیلی فهمیده است همسرش و همه چیزو تو زندگی دخالت نمیده مخصوصا مشکلات مالی و اقتصادی رو
باهاش صحبت کردم چند بارم مطرح کردم اما همیشه میگه هیچی نیست، دیشب میگم حست چیه بعد بله برون میگه حس ...
خب اگ اینجوریه که دلداریش بده بهش بگو خیلی از ایم مشکلات تو زندگی خیلیا هست اما نباید از الان خودشو ببازه اونم درس روانشناسی خونده بازم با یه بزرگتر مشورت کن
همه کارها رو پیش میبره اما رفتارش عادیه .. ولی اینم بگم بهم ابراز محبت هم میکنه اما ی جاهایی وقتی بی ...
خب اینکه اره منم همسرم وقتی خیلیبهم توجه میکنه یهو توجه نمیکنه حس میکنم دوسم شاید نداره براش اهمیتی ندارم ولی مطمئن باش همسرت به کسی جز تو فکر نمیکنه اینو شک نکن چون اگ هر کس دیگه ای رو هم بخان هیچ وقت حتی یه ذره محبتم نثار زن خودشون نمیکنن