پس من تنهانیستم ،مادرشوهرمنم یه اداهایی دراورده که تو10سال فقط یکبارفیلم عروسیمودیدم ،وقتی که شوهرم کنارم رومبل نبوداومده نشسته ولی چه نشستنی😷دقیقاپشتشوکرده به من یعنی علنابه 200نفرآدم میخواست بفهمونه ازمن بدش میادولی اینجورآدماخودشونوخراب میکنن وبی ارزش ونکته جالبتراینه که گلی که شوهرم دوباره گرفته بودبه جزدسته گل عروس باخودش برداشت بردخونه خودش ت فیلمم هست گل دستشه ومثل گاوبدون خدافظی باکسی میره البته اینایی که گفتم واسه شب حنابندونه
ببین منم اویل سر عقذم کلی حرث خوردم بعد هم نامزدیم طولانی بوذ هم جاریم اومد حقشونو گذاشت کف دسشون هم تا یک سال اول عقد تمام اخلاقا و ناط ضعف و قوتشون اومد تو دسم برا عروسیم واقعا بهم خوشگرشت ،ببین سر عقد برادرشوهرم من یه پیراهن یقیه هفت عروسکی رو زانو پوشیدم گیپور مشکی بود یع آستین سرخود گوچولو هم داشت با یه شال حریر نازک گراشتم خدا شاهده منو از پای سفره عقد برد رو ایوون آبرومو برد با چشم اشکی و بغض برگشتم برا قند سابیدن بهم میگفت دستات سفیده جلب توجه میکنی وای 😁😁😁😁همین جاریم تو مراسم حنابندون مختلطش دکلته پوشیذ ،خاهرشوهرمم که الان از همه بی حجاب تره