خیلی اعصابم خورده من از بعد از ازدواج خیلی دنبال کار رفتم ولی یا نشد یا حقوق های آنقدر کم بود که اصلا ارزش نداشت بدون بیمه با نصف حقوق اداره کار دیگه منم یه مدت رفتم و وقتی دیدم کارش اصلا آینده نداره بیخیال شدم و رفتم دنبال کسب و کار خونگی از بعد از اون دیگه هرکاری رو امتحان کردم تا الان تازه با خواهرم یه کاری رو شروع کردیم که داره پا میگیره
و کم کم نتیجه میده الانم یه پسر دو ساله دارم
شوهرم همیشه تو خونه موقع بحث بهم تیکه میندازه که هیچ هنری نداری،فکر کردی کیی که انقدر ادعا داری،یه کاری هم تو این زندگی تو بکن،تو چیکار میکنی از شب تا صبح و حرف های از این قبیل
واقعا دلم میشکنه منم خیلی تلاش دارم میکنم هرچی بهش میگم منم اندازه تو درس خوندم ولی نتونستم کار پیدا کنم دلیل نمیشه تو باهام اینجوری حرف بزنی اصلا فایده نداره بهش میگم منم دارم بچه ات رو بزرگ میکنم کار خونگی هم که راه انداختم بعد که بهش میگم مسخره میکنه 😢😢😢
نمیدونم چیکار کنم باهاش داره ازش بدم میاد