سلام خانما، خیلی توی شوکم
یکی از فامیلامون خیلی جوون 26 سالش بود ، دیروز شب توی خواب سکته کرد مرد..
شوهرش می گه شبش برام ته چین درست کرده بود، با هم سریال پدرو دیدیم ،کلی خندیدیم .. گفت صبح هر چی صداش کردم صبحونه بخوریم بیدار نشد، رفتم آب آوردم بپاشم توی صورتش ،هرچی پاشیدم پا نشد ، گرفتم تکونش دادم، زنگ زدم آمبولانس اومد گفت مرده..
مرده توی مراسم گوشیشو همش چک می کرد و بلند می گفت الان زنم زنگ میزنه..
خودشو داره می کشه از گریه..دیشب توی قبر بغلی زنش می خوابه میگه قول دادم که زنمو تنها نذارم.. میان به زور بلندش می کنن می برندش..
با اینکه خیلی وقتا دعوا داشتن ولی عاشق هم بودن ..
دو تا بچه ی کوچیک داره
باورم نمیشه.. اصلا..
چند وقت پیش با هم حرف می زدیم..