عمووزن عموی من 14ساله ازدواج کرده بودن بچه دارنمیشدن هردکتری بگی رفتن هردرمانی بگی کردن پیش هردعانویسی که میگفتن خوبه رفتن اخرش بچه دارنشدن تااین که عموم دیگه دکترنرفت میگفت بچه نمیخوام دیگه یه مدت بودزن عموم دعواگرفته بودبریم دکترعموم نمیرفت اخرش زن عموم معده دردشدیدی گرفته بودباعموم دعوامیکردمیگفت توحرصم دادی من سرطان معده گرفتم انقددعواهاشدیدبودکه زن عموم قهرکردبره که مامانم وهمسایمون نذاشتن همسایمون زن عموموبرددکتربرامشکل معده اش اونجادرکمال ناباوری میفهمن زن عموم حامله است الان یه دخترداره دیگه بچه دارنشدن بعداون چون اسپرم عموم خیلی ضعیفه دخترش الان10سالشه