2777
2789
عنوان

اشتغال خانم

206 بازدید | 15 پست

سلام.من تازه۱هفتست که رفتم سرکار.واسشم خیلی تلاش کردم.ولی چون بعدمدرک لیسانسم بیشترخونه بودم راحت طلب شدم.صبح زودسرکاررفتن اذیتم میکنه.قبلاهم که فقط بابچه هام بودم انقدراذیتم میکردن میگفتم چی میشدزودترمیرفتم سرکار.اینادیوونم میکنن.ولی الان که سرکارم دوست دارم پیش بچه هام باشم.اولین تجربه کاریم هم هست.فعلاکه تابستونه تاساعت۲سرکارم.خلاصه نمیدونم اولاشه یاچیزدیگه ولی انقدری که به خاطرش زحمت کشیدم الان شادنیستم.شایداگه حقوق بگیرم بهترشه.کلاتوهرشرایط یه چیزدیگه رودوست دارم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بدنت بعد بیست و یک روز کاملا عادت میکنه جوری که جمعه ها هم صبح زود بیدار میشی و تو خونه کلافه میشی

بعدشم که سطح توقعات و انتطارات خودتو خیلی صادقانه بسنج و ببین تو زندگی دنبال چی هستی و با واقعیت کنار بیا تازندگی برات راحتتر بشه

«بردگی»یعنیاینکه:یک شخص دیگر تصمیم بگیرد،تو چقدر و چه اندازه آزاد باشی..برتراند راسل

آخ آخ خیلی بده این روحیه که هرجایی یه شرایط دیگه رو میخوای من یه مدت اینجوری بودم خیلی سعی کردم که درست شد این اخلاقم ...به نظرم بهتره به سختیایی که کشیدی تا به این کار برسید فکر کنید و صد در صد بعد اولین حقوق کلی خرید کنی حالت خوب میشه😂

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.

منم برا سه تا موسسه کار فرهنگی میکنم ،مرداد ماه رو تعطیلم دلم برای کار تنگ شده وقتی سر کارم میخوام خونه باشم و پیش بچم کلا تو پارادوکس گیر کردم

گفتم دوستت دارم گفتی دلیلت چیست؟گفتم به حکم عقل دوستت دارم عقل نهیبم زد مگر عشق از تو جز خاکستری گذاشته که من را امضای ان مینامی ،خندیدی گفتم نخند به حکم احساس دوستت دارم ،حس  نگاهی سخره امیز بر جانم انداخت که تو من زیر پای غرور هر کس و نا کسی له کردی انوقت دلیل بر مدعایت شدم ؟چشمانم اشکبار شد و تو پیروزمندانه من را نظاره کردی دستهایم را نگاه کن خالی خالی خالیست چیزی ندارم تا خود را به تو ثابت کنم روزگاری سینه ای داشتم پر از شور اما حال خاکستریت که که بوی سوختنش شهره ی عالمیانم کرده،قلبی داشتم پر از نبض جوانی اما امروز انقدر ترک خورده که که حتی نمیتوان التیامش داد  ، دست هایی داشتم ،اصلا خودت بیا بیا دستهایم را نگاه کن خالی خالی خالیست ، نازنینم من تو را بی هیچ دلیل و حجت و برهانی   دوست دارم میشود بی دلیل دوستت داشت ؟

کار کردن خیلی خوبه ولی بدون شک سختی خودشو داره. شک نکن که بعد از اینکه حقوق بگیری بهتر میشه و بعد از یه مدت که تو محیط کارت جا می افتی خیلی خیلی بهتر میشه

فقط یه سوال، بچه ها تو کجا میزاری؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792