تو تاپیک های قبلیم راجب خواهر حسودم گفتم ... اینو بگم من بعد ده سال بچه دار شدم
خواهر اولیم اثاث کشی داشت شوهرم مرخصی گرفت رفتیم اونجا کمکش بدیم اون خواهر عقده ای وحسودم هم اونجا بود شوهر گفت اون اونجاست ولش کن بری الان دعوا میکنه گفتم نه من محلش نمیدم خلاصه رفتیم ...اینم بگم یکی از اشناهامون یه دختر داره که دم دقیقه خوشگلم وپرنسس وغیره غیره صداش میزنه اسمش صعری هست -وبا حرف هلش کاری کرد که دخترشو از چشم انداخت --خلاصه رفتیم از اول هی دم میداد که دعوا کنه من محل نمیذاشتم تا موقع نهار دخترم خواب بود بیدار شد گفتم جانم مامان جانم خوشگلم جانم پرسنسسم بعد خواهر حسودم برمیگرده میگه صغری هه
منم گفتم هر کی زورش میاد سرش رو بزنه به دیوار اونم گفت من دارم چرا زورم بیاد بهترشو دارم پسرشو دارم
منم گفتم گوهش هم نمیشه
گفت گوهش تو دهن بچه ات
گفتم تو دهن خودت
بعد لیوان رو بهم پرت کرد که خواهر اولیم دستش رو گذاشت جلوش وگرنه میخورد تو سر بچم 😢
بعد گفت خدا خر رو دید که شاخش نداد ....
لیاقت حمید رو نداری (حمید شوهرم)
شوهرم هیچی نگفت گفتم چرا چیزی نگفتی گفت شما دوتا خواهرید من چکار دارم تا عصری
من تو وضعیت پروفایلم نوشتم رسول اکرم میفرمایند که از میمنت وسعادت زن ان است که اولین فرزندش دختر باشد
دیدم بعد ده دقیقه فرستاد
جن ده به شوهرت میگم بچه ات حرومزاده هست
منم فرستادم خودتی کثافت میرم شکایتت میکنم فردا
فرستاد برو شکایت کن ثابت میشه حرومزاده هست بخدا دخترم کپ شوهرمه .هرکی میبینش میگه وای چقد کپ شوهرته
خواهر بزرگم کلی ارومم کرد وگفت اون دیونست تو کوتا بیا اگر بری شکایت کنی مامانمون حالش بد میشه این سلیطه هست ولش کن ...
خیلی حالم بده کثافت به دختر معصوم وپاکم تهمت زد به من
خیلی گریه کردم
اگر به شوهرم بگم اتیش به پا میکنه