ما چندشب پیش با اهل فامیل رفتیم پارک، اما مردا نبودن فقط بابای من بود و شوهرم، خلاصه شب تولد بود و پارک خیلی شلوغ بود، ما رفتیم دم یه سکو تو پارک نشستیم، بابامم اومد نشست، پشت سرمون یه پیرمرد نشسته بود، من و شوهرم و زنداییم و خواهرام رفتیم جشنی که تو پارک بود و بقیه همونجا بودن، وقتی برگشتیم دیدیم که همه ناراحتتن
اینم برا اینکه دیگه نپرسید من کله شق هستم من دانشگاه نرفتم و ازدواج کردم ! فاصله عقد ساده و ماه عسل من تنها ۲۰ روز بوده است !!!! من بعد از ۴ ماه و نیم که از ماه عسلم میگذرد حامله هستم ! من و همسرم با هم اختلاف جدی داریم و ضمنا من تغییر نکردم فقط از اعتقاداتم حرفی نمیزنم اونم فقط و فقط بخاطر نی نی یار ۵ !!!! در آخرچیپس سرکه ای و من دو نفر هستیم ! برای اطلاعات بیشتر به نی نی یار جهت چک کردن آی پی مراجعه کنید !
نگو اون پیرمرده خانوادش اومدن و زدن به پهلوی بابام که پاشو از اینجا، بابامم افتاده تو لج و لجبازی و ...
وا😐
چرا همچین کردن
جا قحطه مگه خب شما نشستین اونا برن اونور تر 😐
اینم برا اینکه دیگه نپرسید من کله شق هستم من دانشگاه نرفتم و ازدواج کردم ! فاصله عقد ساده و ماه عسل من تنها ۲۰ روز بوده است !!!! من بعد از ۴ ماه و نیم که از ماه عسلم میگذرد حامله هستم ! من و همسرم با هم اختلاف جدی داریم و ضمنا من تغییر نکردم فقط از اعتقاداتم حرفی نمیزنم اونم فقط و فقط بخاطر نی نی یار ۵ !!!! در آخرچیپس سرکه ای و من دو نفر هستیم ! برای اطلاعات بیشتر به نی نی یار جهت چک کردن آی پی مراجعه کنید !