امروز سوم داییم بود ظهررفتم خونشون عصرم رفتیم سرخاک همه رفتن ب شوهرم ز زدم ک بیاد دنبالم اقا داشت اماده میشد بره سرخاک مادرش ک پنج ماه پیش فوت کرده بعد گفت باشه میام الان چون ماشین نداره تاکسی گرفت اومد توماشین بم میگه کسی نبود ببرت؟!
الان دیگ فک نکنم بشون برسیم !
البته تقصیرخودمم بود ک ساعت دقیق رو بش نگفته بودم
حالا بعد
سرخاک دودقیقه خودشوراننده ک دوستشم میشه ایستاد یهو قیبش زد
واس برگشت بش ز زدم کجایی میگه سرخاک فلانی!!
اصلا نایستاد منتظرمن تا تموم شه مراسم یا بیاد سلام علیکی بامادرم بکنه.....!
بعد داد زدم سرش کجاییییییی ماشین کحاس گمش کردم!!!!
خ اصابم ازش خورد بود بعد دید اینطوریم لج کرد بام نذاشت برگردم مراسم خونه داییم 😓
کارم اشتباه بوده؟
منتظرم از سرهاک برگرده دعواش کنم دوستدارم سرش جیغ بکشم