اصلا نمیدونی چه حال بدی دارم،
باور کن خیلی قلبم شکسته خیلی ناراحت م
میدونی دیگه میترسم به چیزی دلخوش کنم و امیدوار باشم ، چون هر دفعه امید داشتم هر دفعه دلخوش کردم بعدش یجوری شکستم و زمین خوردم و دلم شکست که الان وقتی اتفاقی پیش بیاد که یذره رنگ و بوی خوب بده من میترسم ، شبیه مارگزیده هام!
به ی چیزی یکی دوسال دلخوش کرده بودم و امید داشتم بلکن درست بشه ولی امروز انگار تموم دنیا آوار شد رو سرم، دوباره قلبم شکست ،از عصری که برگشتم فقط دارم گریه میکنم، دیگه واقعا به معنای واقعی کلمه دارم به عدالت خدا شک میکنم!
ازش خیلی دلخورم و خیلی ناراحتم ازش خیلی گله دارم!