من یک همکار دارم که خیلی خانم موفق و با پشتکار و باهوشی ولی واقعا در روابط اجتماعی با بقیه همکارا ساده رفتار می کنه. منظورم این که مسایل علمی خیلی سخت و راحت حل میکنه ولی خیلی زود فریب میخوره و بازیچه بقیه می شه. الان به جایی رسیده که یک خانم که منم اصلا ازش خوشم نمیاد و قبلا بازیشو خوردم و بعد فهمیدم چه آدم عوضیه، یک جوری بازیش داده که همه بخش باهاش بد شدن و همه چیز علیهش شده. منم آدم با سیاستی نیستم که بتونم کمکش کنم و چون این دوستمه و اون با اون خانم هم مشکل دارم کسی به حرفم توجه نمی کنه. اخیرا متوجه شدم که اون خانم علی رغم این که به تازگی ازدواج کرده اما با یکی از همکارای آقا که خیلی خاطرخواه دوستم بوده خیلی صمیمی شده و داره میونه اشونو بهم میریزه.
کار خاصی نمی کنه ها فقط هی کتمنت میده هی بهش میگه لیاقت شما بیشتر از این دختره است، اون آدم نیست، دوبه هم زن، دروغ گو و .... و چون خیلی وقته داره اینها رو بهش میگه و بلده کی و چجوری بگه، قشنگ میونه اینها بهم خورده.
الان به نظرتون با توجه به این که ما همه همکاریم و من و دوستم خیلی صمیمی هستیم چیکار کنم؟
به دوستم بگم؟ سیاست نداره میره دعوا راه میندازه و همه چیزوخراب تر میکنه
به اون آقا بگم؟ فکر نکنم گوش کنه و اصلا اونقدر باهاش راحت نیستم
به اون خانم بگم؟! که اصلا با هم جز سلام و علیک حرفی نمیزنیم.
به روی خودم نیارم؟! دلم برای دختره میسوزه. سیاست نداره و ساده است ولی خیلی دختر خوبی. اما همین سیاست نداشتنش کار دستش داده