دیشب با دو تا دخترها رفتیم بیرون دنبال خونه میگشتیم گوشی من هم دستشون بود بازی میکردن خونه خوب که پیدا نکردم رفتیم یه مغازه فلافل خوردیم اونجا هم گوشیم دست دختر کوچیکم بود بعدش رفتیم مغازه خواهرم اینا دخترام بیرون اومدن ولی گوشی دستشون نبود اومدیم خونه دیدم گوشی نیست همسرم رفت ماشین رو نگاه کرد نبود به گوشی زنگ زدم اولش که در دسترس نبود بعدم خاموش شد البته همون دیشب هم زیاد شا رژ نذاشت اعصابم خورده نمیدونم کجا مونده الان با گوشی همسرم اومدم